با پايينتر از خود چگونه جور و جفا بجا آرد .
در خبر است كه پيغامبر ، صلّى اللّه عليه و آله ، فرمود كه : عدالت يك ساعت از عبادت شصتساله بهتر است ، و گفت : آسمان و زمين به بركت عدل بر پا و برجا ايستادهاند . و گفت : سلطان عادل سايهء خداست . و گفت : روز قيامت ، هفت نفر در زير سايهء حقتعالى باشند ، و اوّل آن سلطان عادل را اسم برد ، و گفت : كفّارهء گناه بزرگ به فرياد مظلومان رسيدن و داد وى از ظالم گرفتن است . و گفت : حاكم عادل را هرروزه عمل شصت مجتهد به بالا برند و گفت : از سلطان عادل هر روزى چندان طاعت به آسمان برند كه برابر عمل جملهء رعيّت وى بود . و گفت : بار خدايا ، هركه از سلاطين با رعيّت نرمى كند تو با وى نرمى كن و هر والى كه با رعيت درشتى كند تو با وى درشتى كن . و گفت : بترسيد از دعاء ستمديده ، خصوصا از نفرين وى و يتيمان و بيوهزنان .
چراغى كه بيوهزنى برفروخت * بسى برنيامد كه شهرى بسوخت
و حكما گفتهاند كه : سلطان عادل نافعتر است از باران بزرگ قطره ، و حاكم ظالم بيشتر از سموم خشك سال ضرر دارد . چون از پى امروز فردائى است و هريك از نيك و بد را ، على حده ، مأوائى است و در آن روز در پاى ميزان پادشاه و فقير يكسان بود و گريبان ظالم در دست مظلوم باشد و كسى رو نبيند چنان كه در اينجا مدار بر آن است و رشوه به كار نرود و فرشتگان غلاظ و شداد منتظر فرمان . پس در اين روز ديوان از آن روز ديوان ياد بايد كرد ، و بر مردم رحم بايد نمود تا خدا به شما رحم كند .
گويند كه : روزى نوشيروان عادل مجلس دلگشاى طربافزاى و جشن ظلمتزداى غمفرساى [ بر پا كرد ] ، انيسان و مقرّبانش گفتند كه مجلسى ديگر بهتر و خوشتر از اين تعقّل و تصوّر نتوان كرد ، آن خردمند نيكوپسند فرمود كه : نيكوتر و خوبتر از اين مجلس آن بود كه در آن ديوان كنم و داد مظلومى از ظالمى فرا ستانم و نگذارم كه به بندهء خداوند تعالى ستمى شود . همهء اكابر آن را قبول كردند و ستايش نمودند .
و اين سخن بر صفحهء روزگار از او يادگار ماند و گنجها و ملكتها برفت و نام وى و حاتم بماند ، با آنكه كافر بودند به حرمت عدل و بذل از عذاب برستند .
از اين قياس كن كه اگر صاحب ايمانى عدل و بذل كند چه كرامتها خواهد بود ،