تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 813

مساهمون:

ص٨١٣
نبايد كرد كارى كان نكوكار * نمايد زان عذابت قصد آزار به قهر او مبادا كس گرفتار * كه در دنيا و عقبى مىشود خار پس آن بهتر كه ما نوعى نماييم * كه در چنگال قهر او نمانيم
تحفهء سلامى كه از لوث ريا و رجس تمنّا مطهّر و مقدّس بود و هديّه‌اى كه از شايبهء غرض و آلايش تزوير مبرّا باشد ، مطيّب به طيب اختصاص و معطّر به عطر اخلاص به رضاى خداى ، جلّ و على ، به خدمت آن حضرت كه محبّ علماء و مخلص فقراء است متحف و مهدى مىدارد ، رجاء واثق است كه به عزّ قبول آن عزيز رسد و معقول و مقبول آن دولتمند افتد . امّا بعد ، ببايد دانست كه
« إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ »
قرآن است ،
« وَ إِذا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ »
فرمان است ، چون قهرمان عزرائيل در پى جان است جز امتثال و انقياد چه درمان است ، چون قهر سلطان ديّان بىپايان است مخالفت فرمان علّت نقصان و باعث زيان است ، ترك آن بايد كرد و چشم بايد گشود كه از طرفى جلوهء جنان جاويدان ايان و نمايان است و از جانبى شعلهء نيران سوزان پيدا و عيان است . زهى غافل كه از پى نفس و شيطان شتابان است و به حرام حطام دنيا مائل از دل و جان است و از بهشت عنبر سرشت گريزان و به دوزخ پرآتش و يخ دوان است ، و نداند كه فعل بد طريق اين و عمل نيك راه آن است ، كه فعل حسن و صفت جميل در هركه باشد خوب است ، و لكن بعضى از آن و برخى از آدميان خوب‌تر است ، چنان كه راستى در علماء و حياء در نساء و صبر در فقرا و سخا در اغنيا و توبه در جوانان و عدل در امراء آن منفعت تام و فايدهء عام و ثواب و فضيلت ما لا كلام كه در آغاز و انجام صفت عدالت است هيچ‌يك از صفات ديگر را نيست ، و نور عدالت اقبال و اجلال زياد كند و شأن و شوكت را بيفزايد و كفّارهء گناهان شود و سرافرازى و خوشحالى استقبالى بار آرد و ظلمت ظلم به تغيّر دولت كشد و بار نكبت در كنار نهد و آدمى را سزاوار لعنت كند . نور چشم من ، كسى كه راضى بدان نيست كه زبردست وى به روى ستم كند وى به زيردست خود چه‌سان ستم روا دارد ، و آنكه از برتر از خود عدل و فضل توقّع دارد