تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 810

مساهمون:

ص٨١٠
به ذات كامل الصّفات آن بينشان كه ايشان را به نام و نشان نتوان شناخت ، و قدر و منزلت اين طايفهء عالىشان كه آيهء مجيدهء
« أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ »
طغراى عنوان ديوان ايشان است ، و عظيمهء كريمهء
« رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ »
نشان برهان آنان است و در آن جهان بر عالميان لايح و عيان خواهد شد . در يكى از تفاسير به نظرم رسيده است كه : در روز قيام آدميان هر ملّتى را به نام پيغمبران ملّت خوانند كه : يا امّت محمد و يا امّت عيسى و يا امّت موسى ، مگر دوستان خداى را كه : يا أولياء اللّه ندا كنند ، چون در دنيا قصبات سبقت در مضمار عبادت از ساير عبّاد بيشتر ربودند در آخرت نيز كه سراى مجازات است سابق بر همه كار ايشان ساخته شود و به قربت حضرت عزّت اتّصاف يابند كه : السّابقون السّابقون أولئك المقرّبون . از حضرت امام جعفر صادق ، عليه السلام ، مروى است كه جمعى خداى را به طمع جنّت پرستند ، و اين عمل اجيران است .
خادمان خود مزدگيرند اى كروه * خدمت با مزد كى دارد شكوه
و بعضى از خوف دوزخ به عبادت مشغول باشند و فعل ايشان خدمت بندگان دارد .
طاعتى كان باشد از خوف جحيم * طاعت آن را نشمرد مرد كريم
و فرقه‌اى بلا توقّع جنّت و بىترس جهنّم به عبوديّت اقدام نمايند ، و كردار ايشان كار آزادگان است ، و حق‌ّپرستى و حقّ پرستش اين است . و در اين مقام است آنكه شاه مردان مىفرمايد : و « اللّه ، ما عبدتك خوفا من نارك و لا طمعا فى جنّتك ، بل وجدتك أهلا للعبادة فعبدتك » .
نزد اهل دل بود دين كاستن * بر عبادت مزد از حق خواستن
نقل است كه به داود نبى وحى آمد كه : يا داود ، دوست‌ترين دوستان من آن‌كس است كه بىغرض و بىعلّتى عبوديّت من كند تا حقّ ربوبيّت من بجا آورده باشد .
تو بندگى چه گدايان به شرط مزد مكن * كه دوست خود روش بنده‌پرورى داند
در حديث قدسى وارد است كه : كى است ظالم‌تر از آن كسى كه مرا به جهت لذّت نعمت بهشت و خشيت از الم آتش پرستش كند ، پس اگر من بهشت و دوزخ آفريده
رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 810 | ادهم عزلتى خلخالى