است يا مهمله ؟
جواب : اين قضيّهء محصوره است نه مهمله ، و استثناء
« إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ » *
بعد از آن با الف و لام استغراق داخل به لفظ « إنسان » مقوّى آن است و معنى آن نمايان و ايان است . و قول بعضى از مفسّرين كه تجويز مهمله بودن آن كردهاند محتاج إليه نيست ، بلكه مهمل است . عزيز ، تميز خسران از صلاح كه اهمّ و اشكل از اين است چرا مسئول و منظورت نشد و به همين سؤال كفايت كردى ؟ مگر نمىدانى كه عبارت پرداختن براى معنى بيان ساختن است و دانستن آن براى استعمال كردن : اوّل الفاظ را از روى قواعد و آداب عربيّه و ضوابط قوانين منطقيّه نيكو بساز . ثانيا چنان به ملاحظهء معانى پرداز كه نقوش معانى مع توابعها و لوازمها فراموشت شود و كشف حقايق حلقهء گوشت گردد ، نبينى كه معد با مطلوب جمع نشود ، و جوز خالى و لوز بىمغز بكارى نيايد و ما أحسن ما قيل :
ساكن مدرسه بودم كه رسيد آتش عشق * منطق و نحو و معانى و بيانم همه سوخت
سؤال هشتم : آنكه اسرار بعضى از اذكار و عبادات را بايد نوشت ؟
جواب : نوشتن اسرار آداب منقول نيست ، هركه كار كرد دانست و هركه معطّل نشست ندانست . اگر اظهار آن فايدهمند بودى خواجهء عالم تبيين آن نمودى ، عجب كسى كه علم صرف و نحو و معانى و بيان و بديع نداند وجوه اعراب و بنا و حذف و تقدير و اعلال و قلب فصاحت و بلاغت و تحسين و ترصيع و ساير قواعد مرعيّهء كلام عرب را به گفتگو به وى خاطرنشان نتوان ، آنچه بر وى لازم است آن است كه بدان طرز كه مىگويند بخواند و خوب داند و كذلك الأمور الشرعيّة بالنّسبة إلى السّالكين .
سؤال نهم : آنكه صدق مريد انفع بود يا توجّه پير نسبت به حال وى ؟
جواب : از جانب مريد صدق و از جانب پير نظر بايد تا مطلب برآيد ، و هيچيك از اين دو بى آن ديگرى اثرى نبخشد ، و ما أحسن ما قيل :
طبيب عشق مسيحا دم است و مشفق ليك * چه درد در تو نبيند كرا دوا بكند
و لنعم ما قيل :
طبيب چونكه وجّه نمىكند بيمار * به جهد خويش چسان خويش را كند تيمار