خدا و انبياء و اولياء و علماء و حكماء كلمات حقّهء صادقه و وعدات و وعيدات باقيات شنود و اعتقاد نكند و پروا و سوداى آن ندارد ، و آن هر جمادى بىدم و افسارى و فاسق عيّار بىاعتبارى كه خبر ضرر فانى با مژدهء ظفر فانى بشنود دست و پا گم كرده از جا درآيد و آن قول باطل را باور دارد .
هركه ز صادق نكند قصّه گوش * قصّه كاذب برد او را ز هوش
پس بر شما باد كه رحم و شفقت شعار خود سازيد و به احوال عاجزان و درماندگان پردازيد و ناتوان را به نظر خفّت منگريد و بيوهزنان را چون شوهران مشفق باشيد و احسان كنيد و با يتيمان چون پدر مهربان پيش آييد تا از هول و دهشت قبر و وحشت قبر و قيامت سلامت يابيد . نظم :
اى كه ز اندوه جهانى ملول * روز قيامت چه شود حال تو
بذل نما مال به راه خدا * تا نشود مار تو آن مال تو
صحيفه ( پنجاه و هفتم ) به يكى از عزيزان
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
من عبد الله الفقير ادهم الحقير إلى أخى و خليلى السّالك عبد المالك نجّاه اللّه من المهالك و أعزّه فى الممالك .
اى برادر عزيز ، نامهء نامى رسيد و مضمون كريم آن مفهوم شد ، سؤالى چند كه در آن مرقوم بود جواب هريك بر طبق آن در اين صحيفة الوداد و مكتوب الاتحاد در تحت آن مسطور مىشود ، اميد كه قبول طبع ظريف و مقبول عقل شريف افتد .
سؤال اوّل : واجب و مكروه كدام است ؟
جواب : بدانكه واجب بر دو قسم است عقلى و شرعى . امّا واجب عقلى آن است كه فاعلش مستحقّ مدح بود و تارك آن مستحقّ ذم ، و واجب شرعى آن باشد كه فاعلش استحقاق ثواب دارد و تاركش درخور عقاب بود ، و مكروه نيز بر دو قسم است : مكروه در افعال و آن به معنى ترك اولى باشد ، و مكروه در عبادات و مراد از آن أقلّ ثوابا بود .