علاج واقعه پيش از وقوع بايد كرد * كه فكر سود ندارد چو رفت كار از دست
تا تندرستى از بيماران پند بردار و تا زندهاى از مردگان ياد آر ، تا جوانى از پيران عبرتگير ، و پيش از مرگ بمير كه عنقريب حسرت برى و سودى ندهد ، و السّلام على من اتّبع الهدى و خشي عواقب الرّدى .
صحيفهء مكتوب ( پنجاه و سوم ) به يكى از ياران [ طلب علم ]
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم و هو الخبير و العليم
من أقلّ عباد اللّه علما و عملا ، ادهم العزلتى إلى أخى المودود و خليلى المحمود ، مولانا مسعود ، أوصله اللّه من العكس الموهوم إلى الأصل الموجود .
اى عزيز ، سؤال فرموده بوديد از اين دو حديث كه « اطلبوا العلم من المهد إلى اللّحد » ، و « طلب العلم فريضة على كلّ مسلم و مسلمة » ، مراد از مهد و لحد و مطلب از علم چيست و از اين دو حقيقت كدام است ؟
بدانكه آنكه اكثر آيات را ظاهرى است و باطنى ، و ارباب صورت به ظاهر آن راه برند و اصحاب معنى به باطن آن پردازند ، و جامعان آن و اينكه زبدهء عالمان و عارفيناند از هر دو مجتمع خواهند . و يحتمل كه مقصود از اين مهد همان مهد معهود بود و كلام محمول بر مبالغه باشد ، يعنى : اگر به جستجوى دانش از نهايت بدايت مقام در مهد ميسّر مىبود تا بدايت نهايت مقام در لحد جهد در تحصيل آن مىبايست نمود ، و از اكتساب آن بعد از مرگ هم تا به قبر كه محلّ مسئله است نبايد آسود .
و يا آنكه توان گفت كه : اين قابليّت با نشئه انسانى محقق است و بر ابوين است كه فرزند را از آن زمان تأديب و ترتيب نمايند تا آنكه در لحد نيز آنچه نتيجهء معرفت دهد باقى مانده باشد و به تعليم ملائكه به ايشان رسد ، چنان كه خبر صدق اثر حضرت خير البشر بر اين دلالت دارد .
و مىتواند بود كه اشاره به سنّ بلوغ و سال تكليف بود كه طفل روح را در آن زمان در گهوارهء شريعت نهند ، و با بند استوار امر و نهى دست و پايش محكم بندند و شير حقيقت از پستان دايهء طريقت به كام جانش رسانند ، و « لحد » ايماء باشد به