تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 792

مساهمون:

ص٧٩٢
شصت سالى كه عمر كنى نصف آن را زنگى شب به غارت برد ، سى ماند ، نصف آن را نيز زمان طفوليّت و ايّام صباوت به هرزه گذارند ، پانزده سال ماند ، ثلث آن صرف تحصيل ما يحتاج و روزى شود ، ده سال ماند ، نصف آن چون خرج تنعّمات و اسباب لذّات گردد و پنج آن را نيز اوقات غموم و هموم و امراض و اسقام فراگرفته در مصائب و آلام صرف شود . پس به تو هيچ نماند . فعليك بالنّباهة و إيّاك و الغفلة . جهد كن تا در سنّ حداثت و روزگار شباب كارسازى و به كار آخرت پردازى ، كه ما قبل و ما بعد آن هنگام فتور و قصور است ، و خير الأمور أوسطها .
اى جوان سرو قد گويى بزن * پيش از آن كز قامتت چوگان كنند
و نيز گفته‌اند كه :
درختى كز جوانى كوژ برخاست * چون پير خشك گردد كى شود راست وگر شاخى ز اوّل راست خيزد * در آخر از حوادث كج نگردد
تا قريب به سى سال سنّ نموّ است و از آن تا به چهل سنّ وقوف ، و از آن تا به شصت انحطاط خفى ، و از آن برتر نقصان ظاهر .
چو عمر از سى گذشت و يا خود از بيست * نمىشايد دگر چون غافلان زيست نشاط عمر باشد تا چهل سال * چو پنجه شد فروريزد پر و باك پس از پنجه نباشد تندرستى * بصر كندى پذيرد پاى سستى چه شصت آمد نشست آمد پديدار * چو هفتاد آمد افتد آلت از كار به هشتاد و نود چون در رسيدى * بسا سختى كه از دوران كشيدى وزآنجا گر به صد منزل رسانى * بود مرگى به صورت زندگانى
و چه خوش فرمود آن مقرّب حضرت بارى ، خواجه عبد الله انصارى : « در كودكى پستى ، در جوانى مستى ، در پيرى سستى ، پس خدا را كى پرستى » . هركه در جوانى پير شود در پيرى جوانى كند .
اى بسا ريش سياه و مرد پير * اى بسا ريش سفيد و دل چو قير
امروز تقصير در پرورش يتيم و فقير مكن تا فردا تشنيع و تشوير نكشى . فرد :