تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 788

مساهمون:

ص٧٨٨
برهاند و آزاد سازد و از هلاكت ضلالت نجات بخشد و صحّت جسمانى و روحانى به بركت شفاعت آن در دنيا و آخرت روى نمايد ، و همهء مهمّات عاجله و آجله را كفايت كند ، مجملى است كه مفصّلش لوح محفوظ است و مختصرى است كه مطوّلش ما فى الوجود باشد ، و كريمهء
« لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ »
مبيّن و مؤيّد آن است .
اوّل و آخر قرآن ز چه با آمد و سين * يعنى اندر همه جا رهبر تو قرآن است
پس اين است كه كلام ناطق جعفر ابن محمد الصادق مىفرمايد كه : « خذ من القرآن ما تشاء لما تشاء » . و هم از آن حضرت روايت است كه فرمود : « كتاب اللّه على أربعة أشياء : العبارة و الإشارة و اللطائف و الحقائق . فأمّا العبارة للعوامّ و الإشارة للخواصّ و اللّطائف للأولياء و الحقائق للأنبياء . و القرآن ظاهره أنيق و باطنه عميق . » عبارتش هدايت عوام كند و اشارتش بشارت به خواص دهد ، لطايفش وظايف اولياء باشد و حقايقش مواقف انبياء بود . اى طالب سعادت ، غافل مشو كه قرآن خوانى است قاف تا قاف بر جملگى كشيده ، پس سعى بايد كرد و از اين مايده قوت ايمانى و غذاى روحانى كثير الفائده برداشت و ذلهء تعبّد و ذخيرهء تجرّد جذب بايد نمود و روز به روز در ترقى بايد نه در تنزل و پستى و در هيچ مقامى توقف روا نبايد داشت و به هيچ جاى مشغول نبايد گشت كه : « من استوى يوماه فهو مغبون » حديث مخبر صادق است ، و افحش جميع غبون غبن عمر گرامى است . كدام خسارت است كه انسان آن را با زيان زمان زندگانى برابر تواند شمرد .
تلف كردى به هرزه نازنين عمر * نگويى در چه كار است اين‌چنين عمر
پس زنهار در بهار جوانى زندگانى از خزان پيرى ياد كن و در خريف خرافت از شتاء سكرات غافل مباش و در غمرات و فهرير حوادث از ربيع قيامت كه رويانندهء ما فى الأرض من الأصول و البذور است چشم مپوش ، نيكو بنگر كه اين دى ممات را هواى محيى عرصات در پى است ،
« وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها » ،
زيرا كه هرچه از هر نوع در درون هركه هست از بدى و نيكى بيرون آرد و مشاهدهء وقوع اين شهادت بر حقيقت آن دهد كما قال النبى ( ص ) فإذا رأيتم الرّبيع فاذكروا النّشور » ، چون خداى