است و دائما به ذكر و فكر و تلاوت قرآن و قرائت ادعيه اشتغال دارد . فرمود : كه راه گم كرده ، اين همه اهالى مدرسه و ارباب خانقاه است و نفع آن خاص است نه عام .
و آنچه وى را لازم است عدل و بذل است و داد مظلومان از ظالمان استدن و حاجت محتاجان برآوردن و گرسنه را سير ساختن و برهنه را لباس دادن و قدس امور ملكى و دربار عرايض گشودن و دلهاى صاحبان درد را به دادرسى آبادان كردن ، كه فوائد آن تامّ و منافعش عام بود ، نه بر سجّاده نشستن و تسبيح گردانيدن و دعوات خواندن كه : إنّ اللّه خلق للمحراب رجالا و للقصعة رجالا و للسّرير رجالا و للرّعاية رجالا و للتّجارة رجالا و للبحر رجالا ، و قس عليها البواقى ، و السّلام عليك و على كلّ من اتّبع الهدى و أحبّ الحقّ و لدائه الدّواء .
صحيفهء ( پنجاهم ) مكتوب به يكى از صحاب
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
من عبد اللّه الفقير ادهم الحقير العزلتى إلى الأخ السّعيد و الخليل الرّشيد ، مولانا عبد السّميع ، أعطاه اللّه تعالى القدر الرفيع و الصّدر الوسيع و عصمه عن ارتكاب الفعل البديع و العمل الشّنيع و جعله ممّن ينسب إليه الشّفيع .
اى برادر عزيز ، سعادت در رعايت سعايت باشد و شقاوت از بطالت و جهالت خيزد ، اگرچه هركه دويد آهو نگرفت و ليكن آهو نگرفت جز آنكه دويد ، پس طالب را سعى بايد كرد و سالك را جهد بايد نمود تا به قدر خود راهبرد و به قيمت خود آگاه شود و خود را ارزان نفروشد .
جانم بقربان شاه مردان كه فرمود : « أسرار اللّه المودعة فى الهياكل البشريّة » ، پدر و مادرم فداى خاك پاى تو و اولاد امجاد تو باد ، كه گفتند « إن لنا مع الله حالات ، هو فيها نحن و نحن هو و مع ذلك هو هو و نحن نحن » . و آن را اشارت به اتحاد صفاتى و مغايرت ذاتى است .
و تا آدمى از ربقهء رقيّت شهوت بدر نرود و به حيطهء حريّت عفّت درنيايد به سرّ اين كلام نرسد . و فرقهاى جدّ نمايند كه خود را مقيّد سازند و گروهى كوشش كنند تا از قيدها