زيرا كه آشنائى اين طبقه دورى از خداست و بيگانگى ايشان يگانگى حق .
از خلق جهان كنارهاى گير * تا چند شوى نشانهء تير
و السّلام عليك و على كلّ من يفهم ما قلته و يرغب إليه .
صحيفهء ( چهل و هشتم ) مكتوب به يكى از عزيزان
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم و هو ولىّ التّوفيق و ملهم التّحقيق .
من عبد الله الفقير ادهم الحقير إلى الصّادق العاشق و الصّاحب الموافق ، درويش عبد الخالق ، جعله اللّه عارفا بالخلائق و عالما بالحقايق .
اى برادر دينى و دوست يقينى ، بدانكه : اگرچه صادقى و سادهلوحى و دردمندى در اين بازار بسيار در كار بود و سودمند باشد و لكن افراط و تفريط در هيچ صفتى و فعلى معقول و محمود نبود ، چنان كه اگر كمتر از قدر و استحقاق و استعداد با هركسى با وى تواضع و گرمى كنى علامت تكبّر و دليل ظلم بود ، و همچنين پيش از مقدار قابليّت و لياقت هر احدى با وى ملايمت و افتادگى نمودن برهان سبكى و نشان بىمغزى است ، پس هر ناآزموده را متديّن و امين گمان بردن و مصدّق هر مدّعى بودن شهادت بر جهالت و بلاهت اين كس دهد .
بنابراين بايد كه تبصبص و تملّق مستهزئان و چاپلوسان مغرور و فريفته نگردى و به تعظيم و تكريم ارباب نفاق و خوشآمد و نوازش دوستان نادان كه اقوال و افعال ايشان تمامى معلّل به اغراض متكثّره و مبنى بر مفاسد متعدّده است از جا در نيايى ، كه بيشتر اخوان زمان مشتاقان نانىاند نه محبّان جانى ، يا از مؤاكله و مكالمهء تو حظ دارند يا از جاه و قدرت بر قضاء حاجت كه تو راست اظهار محبّت نمايند .
خالصا و مخلصا للّه و فى اللّه يارى كه براى رضاى حضرت بارى اظهار مودّت و غمخوارى كند و آشنائى جهت روشنائى نمايد در ميان اهل روزگار بسيار كم و پرنادر است نظم :
اين دغل دوستان كه مىبينى * مگسانند گرد شيرينى
تا طعام تو هست مىنوشند * همچو زنبور بر تو مىجوشند