تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 775

مساهمون:

ص٧٧٥
مهم بود و براى نظام و نسق امور دينى و دنيوى بسيار در كار بود و جواب آن مدلّل به دليل عقلى و مؤيّد به شاهد نقلى است ، و تارك آن بعينه حكم تارك صلاة فريضه دارد ، بلكه از مذهب حق بىنصيب و از زمرهء مؤمنين خارج بود ، فعليك بها و عليك بها . توسن زبان در ميدان بيان دوانيدن و عاقل و جاهل را از خود رنجانيدن و رمانيدن به چه كار آيد .
چنان با نيك و بد عرفى به سر كن كز پس مردن * مسلمانت به زمزم شويد و هند و بسوزاند يعنى به جان با غير جانان در مياميز * به تن با عاقل و ديوانه مىرقص
« خالطوا النّاس على أخلاقهم » ، بشنو و به هركس به قدر شعور و اندازه درك او ، سخن‌گو ، تا از سبيل حكمت انحراف نورزيده باشى . لهذا امر شد به انبياء ، عليهم السلام : « كلّموا الناس بما يعرفون و دعوا ما ينكرون . أ تريدون أن يكذّبوا اللّه و إيّاكم » . و نيز بزرگان گفته‌اند كه : « من صرّح بالتّوحيد فقتله أولى من إحياء غيره » .
به درد عشق بساز و خموش شو حافظ * رموز عشق مكن فاش پيش اهل عقول
كه از تكلّم به كلمات بىموقع و حرفهاى پا در هوا از روى سمعه و ريا نزد اعلى و ادنى به غير درد سر خود و آزار مستمعان چه غرض و چه حاصل . اگر از مخالطهء اين و آن مسرورى و بدان مشغولى غلط كرده‌اى ، كه در اين جزو روزگار ، لا سيّما در اين ديار ، مصلحت و در اختيار فرار از يار و اغيار است ، كما قال من قال :
ابناء زمان كه شهدشان ز هر جفاست * در طينتشان نه مهربانى نه وفاست دوزخ شررى ز گرمى صحبتشان * نزديكيشان مايهء دورى ز خداست
و اگر از سفره و طعامشان محفوظى از آن بدان مشغولى زهى بىهمّت و شكم‌پرست و دون مگس طبيعت كه تويى . ريزه نان جوين خودخورى بهتر از آن است كه بر خوان بريان ديگران بنشينى . و لنعم ما قيل :
كنم حرفى ز حكمت بر تو انشاء * كه شايد گر به آب زر نويسى به زهر خويشتن دست آورى به * كه از شهر كسان انگشت ليسى
خصوصا در اين عصر و روزگار كه لئيمان مال‌دار و كريمان تنگدستند .
درم داران عالم را كرم نه * كرم داران عالم را درم نه
رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 775 | ادهم عزلتى خلخالى