صحيفهء ( سى و هفتم ) مكتوب به يكى از سائلان
من عبدالله الفقير ادهم الحقير إلى الأخ الديني والخليل اليقيني ، محمد شفيع القزوينى .
اى برادر ، سؤال كرده بوديد كه : مؤمنى را در عالم واقعه چنين مرئى شده كه در ميان طلسمى سرگردان است ، هر چند كه راه بيرون شدن مى جويد نمى يابد ، در اثناء كه سرگشته هاتفى از طرف بالا ندا مىكند كه : أيها الفلان بيش از اين حيران ممان ، اينك صراط مستقيم پيشگير و برو ، و به يمين وشمال ميل مكن ، و زن ژوليده مويى برافروخته رويى ، كه در اين طريق استقبال تو كند سرش را بركن ، و ديو سياهى كه متعاقب آن عيان گردد امانش مده و به قتلش رسان ، و آن زمين مقتل او را بكاو كه از آن لوحى پيدا شود ، آنچه در آن مكتوب بود بخوان و بر آن كار كن .
و بعد از آن كه چنان كند ، در آن لوح نوشته اى بيند كه : اى مرد از سباع و درندگان عجيب و مهيب كه د ر اين سر راه صف زده بينى غم مخور ، و هر يكى را به ضربتى مدفوع ساز . و چون از آنها پرداختى اژدهايى عظيم به تو روى نهد ، اگر آن را توانستى كشت دروازه اين حصار و در اين گنج بر تو گشوده گردد و كام خود را بيابى و كامران به مكان اصلى خود شتابى ، و اگر استخوانت بپوسد و خاك بدنت بر باد رود و روحت در عذاب جاويد بماند جهت قتل ثعبان با شمشيرى كه با خود گمان آن نداشته و در كمر خود بسته يافته صاعقه اى و دمه [ آتش افروز ] وزلزلهء داهيه اى هايله بهم مى رسد كه از صلالت آن با دهشت تمام آن ناتوان بيدار مى گردد ، تعبير صواب اين خواب بحيث نحيط على النقير والقطمير چيست ، بيان فرمائيد ، والسلام .
جواب : بدان كه رائى اين رؤياى صالحهء هاديه و صاحب اين واقعهء جامعهء مبشره را فتح صورى و معنوى وفيض ظاهرى و باطنى روى خواهد داد . آن حصار ، اين دار ناپايدار است و چهار ديوار او اركان اربعه است . و معنى طلسمى كه حيرانى و سرگردانى لازم است ، مقتضاى حواس بوقلمون و مستدعاى قواى گوناگون باشد ، ونقوش والوان موهومه چيزى كه شهوات ولذات عاجلهء فانيه بدان مشهود و مدرك شود ، و آن هاتف غيبى و منادى لاريبى دليل عقل و گره گشاى توفيق است ، و آن مسجون متحير : روح پرفتوح ، و آن طريق شريعت شريفه ، و آن زن ژوليده موى
رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 746
مساهمون: ادهم عزلتى خلخالى
ص٧٤٦