تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 720

مساهمون:

ص٧٢٠
اى كه صبرت نيست در دنياى دون * صبر چون دارى ز نعم الماهدون ميازار مورى كه دانه‌كش است * كه جان دارد و جان شيرين خوش است پرستيدن دادگر پيشه كن * ز روز فرو ماندن انديشه كن
تخمى به كار كه به كار آيد ، شاخى منشان كه بار دا آرد . و سواى عرف و رسم اهل صفا همه را رها كن و گرد اهل هوا مگرد . فعل و صفتى كه از آن وفا تولّد كند به چنگ آر و از اهل جفا و خطا و ريا پرهيز واجب شمار ، زيرا كه خورد و خواب و گفت و شنيد و نشست و برخاست و داد و ستد و محبّت و ضيافت و عبارت و اشارت و عبادت و عيادت و ساير آداب و اوضاع عقلى و نقلى نه بدين دستور است كه اين خبيثان خسيس و ديو صفتان پرتلبيس بدان اشتغال دارند ؛ و از مصاحبت اين بىتميزان به مفارقت و مهاجرت قناعت كن ، كه مانند سنگ سرد است كه بدان نشينى بتدريج و رفته‌رفته درد دل افزايد و گرمى و صحّت دور كند و درد دين از تو بگيرند و اندك اندك خنكى و بىدردى خود عوض آن دهند ، گلشن :
چو با عامّه نشينى مسخ گردى * چه جاى مسخ يكره فسخ گردى مبادا هيچ‌گاهت با سروكار * كه از فطرت شوى ناگه نگونسار
و ليس الخبر كالمعاينة ، و با قلندران و ابدالان و غيرهم ، من المتشبهين بالسّالكين و المتملّكين بمقالات المتصوّفين المستخفّين بالدّين و الفرقان المبين ، كه ظواهر اوامر و نواهى را مختصر و سبك گيرند و به نظر حقارت در احكام شريعت نگرند و منافع و فوائد آن را قليل و يسير شمرند ، اختلاط و آميزش مكن ؛ كه به دنيا و دين زيان دارد و گاه باشد كه به فساد عقيده انجامد .
مار دريابد ولىّ را به بود * ز آنكه دريابد ولىّ را يار بد
فضلا عن غير الولىّ . بدانكه مسائل شريعت و نصايح طريقت به مثابهء پدر و مادر و به منزلهء صغرى و كبرىاند ، و معرفت مثل فرزند ، و نجات مانند نتيجه ؛ و رياضت بىتشرّع و تعبّد پرهيز بىغذا را ماند ، كه لا بدّ هلاك كند و سلوك بىانقياد و تزكيه به مخالفت امتثال ما هو مأمور به و منهىّ عنه فى الشّرع الشريف ، همچو طاعت بىطهارت بود يا ميوهء