تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 702

مساهمون:

ص٧٠٢
نشود ، و گوشت و خون بيچارگان نخورد و از ناقابلى قابيل‌وار به مجرّد خيال زيادتى حسن و شهرت و عزّت عجوزهء دنيا كه با يكى از برادران قرار دهد ، فتوى به قتل آن دردمند ندهد ، و به عقوق والدين ملك و ملكوت راضى نشود و عزّت خود را در ذلّت غير و سيرى خود را در گرسنگى ديگران و برعكس آن نداند و براى هيچ با همه عناد نورزد و به حيله صيغهء حليّت آن بر خود نخوانده ، و بغض للنّفس را كين اللّه ننامد . زهى بىعقل كه اين‌قدر نداند كه جنگ و عناد اللّه اگر از هر مدّعى آمدى غزا و جهاد مخصوص امام معصوم نشدى . و مخلصان كه خالصانند در تصحيح نيّات از ترس خبر : « المخلصون على خطر عظيم » خون دل خورند تا سرى بدر كنند ، و مع ذلك باز لرزان و هراسان باشند . جايى كه رستم داستان در حرب احتياط رعايت كند جرأت گرگين ميلاد از سر حماقت و گولى خيزد . اين چه بلاست كه هركه با ما خوب خوب و هركه با ما ناخوب ناخوب . يمكن كه اين معنى پهلو به دعوى فرعونى زند . پيش زيد ردّ عمر و كردن و نزد عمر و ردّ زيد نمودن تا هركدام قبول قول تو كنند ، جا دارد . اين طرز نامحمود ياد از روش ابو هريره مردود مىدهد ، كه مىگفته : سفرهء معاويه بايد نشست و نماز در پى على بايد كرد و در جنگ بالاى بلندى بايد رفت و تفرّج طرفين بايد نمود كه سبيل سلامت اين است . امّا سلامت دنيا كه خسارت عقبى است ، با آنكه
« الْأَعْرابُ أَشَدُّ كُفْراً وَ نِفاقاً »
وارد است ، در اين عصر ، بعضى عجم از عرب بيشتر و پيشترند ، خصوصا آن كسان كه متشبّهين به متصوّفين‌اند ، و اذعان به دانش و ايقان به صلح معنوى خود كه بغض و نفاق است بيشتر از ديگران دارند و دربند آنند كه عوام انام را به زور بازوى نصيحت و تربيت از اين قسم مهالك و مزالق بگذرانند و برهانند . خواجه حافظ مىفرمايد كه :
واعظان كين جلوه در محراب و منبر مىكنند * چون به خلوت مىروند آن كار ديگر مىكنند مشكلى دارم ز دانشمند مجلس بازپرس * توبه‌فرمايان چرا خود توبه كمتر مىكنند گوئيا باور نمىدارند روز داورى * كين همه قلب و دغل در كار داور مىكنند
از اين است كه معامله در اين يوم البته رفته‌رفته گنده‌تر مىشود ، يقين كه هركه در