تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 690

مساهمون:

ص٦٩٠
است ، إجابة لإلتماسكم و سعيا لحاجتكم ، شمّه‌اى از مقالات متعارفه و محاورات متداولهء ايشان مرئى و مشهود و گوشزد شده به طرز ترجمانى به حيّز تحرير و تسريد ، از همه شايد كه خضروار از سواد حروف و ظلمت نقوش به آب حيات معانى مبانى آن اندكى راه برى ، و به قدر توجّه و فراخور تأمّل و به‌اندازهء فطنت طبيعت خود فىالجمله از حقايق و دقايق آن مخبر و آگاه شوى ، و از روى تحقيق تصديق آن كرده كما ينبغى به تحصيل آن شتابى ، تا اقطار امطار را بحار بينى و ذرّات كائنات را مرآت ذات و صفات خداوند يگانه يا بى ، و آن نغمه و ترانهء مسئول عنها را بلا صوت و صدا و بىترجيع و غنا از همهء اشياء بىهمهمه به گوش هوشت برسانند .
به نزد آنكه چشمش گشت روشن * تفاوت نيست از يك دانگ تا من يكى بيند زمين و آسمان را * يكى يابد وجود اين و آن را بود هر قطره‌اى درياى عمّان * به معنى هر شبه لعل بدخشان به كونين مهره از هر درّه پيداست * به هرجا وادى ايمن هويداست درخت طور باشد هر گياهى * طلسم شادمانيها هر آهى بود گلزارها در خار پنهان * شكر در حنظل و در كفر پنهان سفيدى در سياهى گشته منظور * عروسى در عزا ، در تيرگى نور
توطئة للمقدّمات و تمهيدا للمعدّات ، كلماتى چند محرّر و مكتوب بايد ساخت تا در مال كلام منجرّ به مطلوب شود و تصوّر و تعقّل آن آسان دست دهد . [ مقام اوّل ] : مخفى نماند كه متصوّفين موقنين و محققين كاملين و عارفين واصلين و متألّهين متبحّرين كه فى اللّه و للّه ، از در مضمار مجاهدهء
« وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا » ،
با كافر حربى نفس شقى جهاد اكبر كرده‌اند و سر هستيش را با تيغ نيستى از تن تعيّن كنده و افكنده‌اند ، و به هدايت كامله و رحمت شاملهء حضرت الهيّت و به شارع قويم شريعت و صراط مستقيم طريقت و منهاج قويم حقيقت رسيده‌اند - چنين گويند كه : چون سالك مسلك سلوك از روى قاعده و قانون قدم بدان منهج مبتهج نهد حالتى كه در منزل اوّل وى را پيش آيد « توحيد أفعال » بود ،
رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 690 | ادهم عزلتى خلخالى