مكر نفس خبيث و غدر ابليس در پناه خودت درآر و ما را با ما مگذار و از آميزش اشرار دور دار ، و السّلام على الأخيار و الأطهار .
صحيفهء ( پانزدهم ) مكتوب به يكى از خلّان [ دربارهء قسم به نفس در قرآن ]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ و به نستعين
من أقلّ الخليفة بل لا شىء فى الحقيقة ادهم الواعظ إلى الطّالب الأمجد و السّالك الأرشد مولانا عبد الأحد ، حفظه اللّه عن الهمّ المجدّد و الألم المؤبّد ظاهرا و باطنا .
اعزّا ، استفسار و استعلام فرموده بوديد كه : مراد از نفس مقسم بها در كريمهء :
« وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها »
كدام نفس است و نفس چيست . لمؤلّفه :
سؤالى كردهاى بسيار مشكل * نداند حلّ آن جز صاحب دل
و ليكن اين فقير بىبضاعت * كند حل آن به قدر استطاعت
كه سائل را به قدر طافت خويش * ببايد كرد خوشدل از كموبيش
بدانكه مىتواند بود كه مراد از اين « لوّامه » باشد ، به قرينهء :
« وَ لا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ » .
و اين نوازش اديب عقول است كه او را از منزلى به منزلى رسانيده است ، يا اين اكرام او راست به اعتبار آنكه قدمى فرا پيش نهاده است ؛ يا ترغيب و تحريص ساير نفوس است به ترقّى و صعود و طىّ طريق .
و محتمل است كه مقصود « نفس مطمئنّه » باشد ، به دليل قياس به طريق أولى . و شايد كه همين مطمئنّه بود و هم از اين جهت و هم از آن جهت كه منصرف به فرد اكمل شود . و استعداد مورد قسم شدن با وى بيشتر بود ، از آنكه نفس خبيث تا به صفت شيطانى و سبعى و بهيمى بود « امّاره » بود . و چون از صفت شيطنت ، كه اغواء و اضلال و همزات و وسواس و مكر و ريو بود ، مبرّا شود لوّامه شود .
و هرگاه كه لوّامه از صفت سبعى كه غضب و قهر و حقد و درندگى باشد معرّا گردد « ملهمه » شود ، بعد از آنكه ملهمه » از خلق بهيمى كه شره خوردن و شهوت راندن باشد مزكّى شود ، مطمئنّه گردد ، و آثار انوار ملائكه ، از خضوع و خشوع و انقياد تامّ و امتثال عامّ و حريّت از قيد عبوديّت غير و تخلّق به رضاى مطلق و ساير