و لهذا مروى است كه « إنّ اللّه يتعاهد وليّه بالبلاء كما يتعاهد المريض أهله » .
و منقول است كه : « لا يزال البلايا بالمؤمن و المؤمنة فى ماله و أهله و جسده حتّى يلقى ربّه و ما عليه من خطيئة » . و در خبر است كه « و يتمنى أهل العافية أنّ جلودهم قرضت بالمقاريض لما يرون من ثواب أهل البلاء فى يوم الجزاء » . و روايت است كه :
« من استخفّ دينه و ضعف عمله قلّ بلاؤه » . نظم :
بلا كه رو به تو بنهاد از آن مباش ملول * كه پاك سازدت آن از خطا و اكل فضول
بلا كليد سراى سعادت ابدى است * شباب روح به معنى از آن شوند كهول
متاع درد بلا را به هركسى ندهند * فروع از آن طلبد مجتهد كه دارد اصول
و در حديث قدسى وارد است كه « ما من عبد اريد أن أدخله النّار إلّا صحّحت جسمه » ، و نقل است كه « إن فى الجنّة لمنزلة لا يبلغها العبد إلّا ببلاء فى جسده » ، و به سند رسيده كه : « من ابتلى فصبر و أعطى فشكر و ظلم فغفر ، و ظلم فاستغفر ، أولئك لهم الأمن و هم مهتدون » .
هركه او در راه حق صابر بود * بر مراد خويشتن قادر بود
چنين دارم كه اعرابى رسول را گفت : تو را دوست مىدارم . فرمود كه : فقر را آماده باش .
گفت : خدا را دوست مىدارم . فرمود كه : بلا را آماده باش .
دارى سرما و گرنه دور از بر ما * ما دوست كشيم و تو ندارى سرما
حاصل آنكه بلا و عنا جلّاب و منضج طرفه و منقّى و مسهل عجب است ، و در تحصيل تسهيل صحّت مؤبّد و اكتساب عافيت مخلّد و ازالهء فضلات شهوات و قلع هوسها و مهلكات و خلع هوا از قلب و نزع سودا از دماغ است ، و جزء اعظم آنكه بىآن خاصيّت نبخشند صبر است و تحمّل . و ما أحسن ما قيل . نظم :
در نزد طبع عقل مبارك قدم بشد * حال مزاج جمله به گفتش كما جرى
دل را چه از عقوبت اخلاط آرزو * محموم ديد و سرعت نبضم بدان بگو
گفتا بدن ز فضلهء آمال ممتلى است * سوء المزاج هضم اثر كرده در قوى
بىشك بود مولّد تبلرزهاى به ناز * تا منهضم غذاى امل بر سر غذا
مقصود از اين ميانه اگر صحّت دل است * اوّل قدم ز اكل فضول است احتما