بود ، و اللّه أعلم بما جرى ، و السّلام على من اتّبع الهدى .
صحيفهء سيزدهم به يكى از ياران اهل بينش [ در بلا يا صبر بايد ]
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
من أقلّ الخليفة بل لا شيء فى الحقيقة ادهم الواعظ القريشى إلى وليّى فى اللّه و حبيبى للّه المؤيّد من عند اللّه مولانا محمد باقر ، جعله اللّه من الأكابر .
اى ولىّ من ، دنيا مؤمنان را زندان است ، امّا بدانسان كه دبيرستان طفلان را و دارالشفا بيماران را . و در اين مكتب و انبيا و رسل ، صلوات اللّه عليهم ، به مثابهء معلّمان و طبيبان باشند و اوصياء و اولياء ، عليهم السّلام ، به منزلهء خلفاء و جانشينان ، و ارواح جهّال به منزلهء اطفال ، و نفوس اشرار مانند مرضى ، و قرآن و حديث و قانون و ذخيرهء حقيقى و ساير كتب و رسائل نسخههاى تراكيب و معاجين و مطبوخات و مشروبات تحقيقى ، و اعمال صالحه اغذيهء مصلحه و اخلاق حميده ادويهء مفيده و شريعت شربتخانه و طريقت مطبخ و رياضت احتما و نجات شفا ، و آيهء وافى هدايهء :
« وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ »
مؤيّد مجموع آن و تخصيص اين شفا به مؤمنان از آن است كه غير ايشان بدان رجوع نكنند .
و در طريق معالجه و مداوا نخست پرهيز درست بايد و بعد از آن دوائى اعلى ، و احتمائى بىدوائى به صحّت اقرب است از دواى بىاحتماء و اميد عافيت به آن پيش از اين است .
و طفل را به مكتب و مطبّ به جبر برند و به اكراه سواد ياد دهند و به زور دارو بخورانند و به كراهت و عدم رضاى وى التفات نكنند ؛ و بالغ عاقل خود به مدرسه رود و خدمت كند و منّت پذيرد و به عمل و حكمت به قيمت رغبت نمايد .
پس هركه به بلاء صبر ننمايد و در عناء شكيبا نبود و مشقّت و تلخى طلب نباشد و از ضرب و تأديب مؤدّب صادق و قصد و حجامت طبيب حاذق خوش ندارد و به توتياى سوزان اشكريز مصائب و شياف مرارت حدّتآميز حوادث سر در نياورد و از آن فرار اختيار نمايد ؛ طفل اين راه بود نه از مردان ، و كودك بود نه خردمند ، و