تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 652

مساهمون:

ص٦٥٢
مخبر از آن است ، شرف وصول و حصول خواهد پذيرفت . منظومه :
سر بنه بر آستان يار خويش * قلب بر اقبال كن ادبار خويش توتياى ديده كن خاك درش * تا كنى زان تيزبين انورش خانه‌اى بينى پر از راز و نياز * مخزن جودى درش بر جمله باز پر كنى دامان جان و جيب دل * از جواهرهاى فيضش متّصل بردهد شاخ عنايت عافيت * رنج بردى گنج گيرى عاقبت
و از مشاهدهء نجوم آداب و اركان و ملاحظهء كواكب مناسك و مشاعر آن ، بصيرت سريرت را خليل‌وار حدّت شهود وحدت وجود واجب ، كه ذرّات كائنات از ثابتات و حادثات بيّنات تامّه و مبيّنات عامّهء اويند ميسّر گردد ، و از دخول در آن جنان امن‌وامان رهايى از لوازم ظلمت كثرت به شرط علم به علّت غائى آن دست دهد . كما يدلّ عليه قوله ، عزّ من قائل :
« فِيهِ آياتٌ بَيِّناتٌ مَقامُ إِبْراهِيمَ وَ مَنْ دَخَلَهُ كانَ آمِناً » .
نظم :
آيات بيّنات سراى خدا ببين * تا ره برى به كعبهء مقصود خويش زود كان كس كه ره نيافت در اينجا به گنج راز * از آتشش به دست نيايد به غير دود
و هركه به نور شعور به ظهور حقيقت مدلول آيهء وافى هدايهء
« لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى »
قطع راه بالضرورة در اداى فرائض حجّ كه ركنى است از اركان دين سعى بليغ شعار خود سازد . و در فضاى ميان صفا و مروه از جان و دل بكوشد ، كه :
« إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ » .
« وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ » ،
و در اطاعت امر و فرمان : « حجّوا و اعتمروا ، فإنّ الحجّ ثوابه الجنّة و العمرة كفّارة لكلّ ذنب » تجويز و تقصير نكند . و در بذل و انفاق مال حلال خود كوشد و در آن بخل و امساك نورزد ، از آن كه « درهم تنفقه فى الحجّ أفضل من عشرين درهما تنفقها فى غيره » . و هر درهمى و دينارى كه در آن راه صرف و خرج شود هزار هزار درهم و دينار عوض آن به دست آيد ، و حج گزاردن فاضل‌تر از [ آزاد كردن ] هفتاد بنده بود . و الحاجّ و المعتمر فى جوار اللّه ، و على اللّه ضمان الحاج و المعتمر . نظم :
حاجيان چون ميهمانان حق‌اند * پيش ايشان خان روحانى نهند سائلان‌اند از در پروردگار * كى گذاردشان تهىدست و ندار