تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 650

مساهمون:

ص٦٥٠
كميّت بر وجه اصلح و احسن به چنگ آيد و فوت نشود . و الحمد للّه كه بىآن هم بسر خواهد رفت ، بلكه بهتر و خوش‌تر از آن ، كه با آن . و اگر از رزق چيزى كاسته از كرم رزّاق هيچ نكاسته و از خزانهء خدا كه حوايج خانه ماست چيزى كم نشود . و رسوا شدن آرزو مكن كه آن فضيحت تو است . به نقد غمخور كه مصيبت دو نشود ، غضنفر باش نه ثعلب ، حكيم باش نه لئيم ، و خود كرده خودكرده را تدبير نيست . دزد را خود به خانه راه داده‌اى ، لقمهء شبهه‌دار خوردن و زر از مردم گرفتن كم از اين خاصيّت نمىبخشد ، خوش‌دل باش كه اينجا گذشت و با اين گذشت . اين همه دليل شفقت الهى است :
« فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ اسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كانَ تَوَّاباً » .
مضمون هدايت مقرون بلاغت مشحون
« لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ » ،
را متّصل نصب العين خود بايد ساخت و به آمدن دنيا شاد نبايد شد تا به رفتن آن محزون نگردى . و آن هر دو هيچ است و هيچ به هيچ ارزد ، بلكه نيرزد . زنگى شب و رومى روز در شبانه‌روزى كه بيست و چهار ساعت است از عمر نازنين ما مىدزدند و عمر عيّار نفس نحس و دزد بردار ، و بدوى ابليس در خانهء جان و كاشانهء دل ما نه متاع حسنات باقيات صالحات گذاشتند و نه جواهرآلات صفات حميده و اخلاق پسنديده .
غم آن نمىخوريم و فكر آن نمىكنيم * غم اين چرا خوريم و فكر اين چرا كشيم
زنهار و هزار زنهار كه به تلواسهء زمان و وسوسهء جمع نادان از جا درنيايى و خاطر منوّر مكدّر نسازى و عقل خود را در نيازى . اميد كه حضرت عزّت ، تعالى شأنه ، با شما و همهء اتقيا و صلحا آن كند كه صلاح و فلاح هر دو سراى ما در آن است . إنّه على ما يشاء قدير و بالإجابة جدير ، و السّلام .

صحيفهء دوازدهم مكتوب به يكى از عزيزان [ دربارهء حج گزاردن ]

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم و به نستعين من اقلّ عباد اللّه و أحقرهم ادهم العزلتى الواعظ ، إلى أسوة أحبّائى و قدوة أخلّائى ، مولانا ضياء الدّين ، حفظه اللّه تعالى عمّا يضرّ بالدّين .