تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 651

مساهمون:

ص٦٥١
اعزّا ، چون در اين ولا ، حجّاج بيت اللّه الحرام و الطائفين بين الرّكن و المقام و الحرمين المحترمين عند اللّه و الأنام قاطبة و جميعا و بالتّمام از اين سفر خير اثر بىخوف و خطر و بىنقصان و ضرر به صحّت و سلامت به منازل و مساكن خود معاودت و مراجعت نمودند ، همانا كه از ساكنان ملأ أعلى تمنّاى : « يا ليتنا كنّا تراب أقدامهم » به گوش هوش اتقيا و اصفيا رسيده باشد . نظم :
خوشا حال حجّاج بيت الحرام * كه پاك از گناهند و عالىمقام براى خدا ترك راحت كنند * ز لذّات خواب و خورش بگذرند بود كارشان چون خلاف هوا * ملك گر برد رشك باشد روا غبارى كه بر پاى حاجى است آن * بود سرمهء چشم كرّوبيان
پس به خاطر چنين خطور و عبور نمود كه اگر چنانچه آن عزيز را نيز عزم اين مسافرت جزم شود و به دستيارى و مددكارى رفيق وثيق توفيق از روى تحقيق تصديقا بالوعد الحقيق ، مستمعا لأمر :
« وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجالًا وَ عَلى كُلِّ ضامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ » ،
ديده بر حسن صفت انقياد و امتثال دوخته و چشم از صعوبت و شدائد حركت و ارتحال اين راه پوشيده ، مخالفا لإبليس و مجاهدا مع النفس ، خالصا مخلصا ، قدم صدق در اين طريق سديد :
« وَ هُدُوا إِلَى الطَّيِّبِ مِنَ الْقَوْلِ وَ هُدُوا إِلى صِراطِ الْحَمِيدِ »
نهد ، محض صواب و عين ثواب خواهد بود . قطعه :
خار آزارى به پايت گر رود در راه دين * بشكفد ز آن خارها خود در دلت گلزارها بگذرى از خرج آن از بهر يار مهربان * در عوض گيرى از او آخر از آن خروارها
و شكرگزارى نعمت طاقت بدنى و استطاعت مالى و عافيت حالى و مآلى كه كريمهء :
« وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا » ،
مشعر بر آن است تحقيق خواهد يافت و به بركت اخلاص نيّت در آنكه خاصّ خواصّ است و به اصحاب خود تعلّق و اختصاص دارد ، استخلاص از غمرات سكرات يهودى يا نصرانى [ بودن ] كه در وقت مردن روى خواهد داد ، و از طواف صاف غير مضاف مشتمل بر عفاف كه در مطاف كعبهء مشرّفه وقوع يابد به سعادت هدايت كثيرالبشارت و به كرامت بركات كثير الإشارات آنكه :
« إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبارَكاً وَ هُدىً لِلْعالَمِينَ »