تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 622

مساهمون:

ص٦٢٢
محبّت و مودّت و مرتبهء شوق ادراك خدمت لازم البهجه و دريافت ملازمت مستلزم المسرّت نيارست گشود و گرد التفات تواضعات رسميّه و ارتكاب تكلّفات عرفيّه كه شيوهء خواص و عوام انام است نگشت . و نيز گاه باشد كه در هريك از اين دو صورت زيادتى و نقصانى واقع شود كه موجب كذب و نفاق و باعث تقصير و افتراق جانبين گردد . پس اولى و انسب آن باشد كه اين صحيفهء و داد و عريضهء اخلاص را به دعائى و استدعائى ختم كنم . الهى ، به عزّت و حرمت و به قدر و منزلت آنانى كه توسن كرم عنان عزيمت و براق سبك سباق همّت در ميدان قناعت تاختند ، و كعبتين لعبتين ميل مال و مهر جاه را از قبضهء تعلّق بينداختند و شهوات حيات كونين را بأسرها و لذّات مستلذّات عالمين را بفسرها در قمارخانهء ناكامى با رنج در شطرنج عشق و دوستى تو در داو اوّل درباختند و از غايت تقرّب و نهايت تجريد وحدت بر صحبت و خمول بر شهرت اختيار كردند و به هواى سواى تو نپرداختند و پاى فقر از دامن صبر و گليم رياضت فراتر نگذاشتند و دست تصرّف از آستين تملّك كشيده داشتند و از استعلاء به پستى و از هستى به نيستى بشتافتند و گنج بىرنج بقا را در گنج عافيت سنج فنا يافتند ،
« رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ » *
در شأن ايشان ،
« وَ رَضُوا عَنْهُ » *
برهان ايشان كه آن مركز دائرهء اهليّت و نور حديقهء آدميّت را از جميع حوادث صورى و معنوى به ظاهر و باطن مأمون و مصون بدار ، و تخم سعادت عظمى كه موجب تحصيل رضا است در مزرع دلش بر وجه اتمّ و اكمل به كار ، و از سلسبيل حكمت و كوثر معرفت آبش ده ، و از مقرّبان بارگاه احديّت و ساكنان سرادقات صمديّتش گردان ، و غبار رؤيت اغيار و زنگ مشاهدهء رنگ از پيش حدقهء بصيرتش بردار و از صفحهء مرآت روحش بزداى ، تا مجمع كمالات قدسى و منبع حالات انسىاش سازى و بر صراط مستقيم عدالت و طريق قويم استقامت ثابت قدمش بدارى ، تا از امر
« اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوى » ،
و از فرمان :
« فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ »
بهره‌مند گردد ، و به سرّ حديث « شيّبتنى سورة هود » ، و أخواتها كما هى راه برد ، و در قيامت از ندامت افراط و تفريط :
« يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ »
به سلامت ماند .