شما را مژدهء :
« وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ . الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ » ،
دررسد ، و به نويد دولت و اميد سعادت جاويد :
« أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ »
( بقره ، 157 ) ، مشرّف و مسعود گرديد .
رنج راحت دان چه شد مطلب بزرگ * گرد كلّه توتياى چشم گرگ
و مزد وافى باقى
« إِنَّما يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسابٍ »
برگيريد . و مع هذا خداوند تعالى با آن همه غنا و كبريا انيس و مونس شما گردد كه :
« إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ » ، *
نظم :
رسم است بتان سيمتن را * كازرده دلان خويشتن را
اوّل به جفا بيازمايند * آنگه ز در وفا درآيند
اگر دلشكسته را و دلخسته را در اين درگاه قدر رفيع و منزلت عالى نبودى كجا سلطان ديّان و خداوند مهربان ، حديث : « أنا عند المنكسرة قلوبهم » اظهار فرمودى :
من بعد ، من و شكستگى درِ دوست * چون دوست دِلشكسته مىدارد دوست
پس از دمدمه و وسوسهء ناقصان و زنان پناه به خداوند مستعان بايد برد تا چندين خون جگر نبايد خرد .
در اين صندلسراى آبنوسى * گهى ماتم بود گاهى عروسى
تو صابر شو در اين غم روزكى چند * پس از دورى خوش آيد مهر و پيوند
و بايد دانست كه : « الصّبر مرّ لا يتجرّعه إلّا حرّ » .
گنج صبر اختيار لقمان است * هركه را صبر نيست حكمت نيست
زهى گول غافل بىتوشهء بىحاصل كه به شومى نفس امّاره از اين همه اشارات بىغايات پادشاهى و كرامات و عنايات نامتناهى الهى خود را مأيوس و محروم سازد و مستحقّ و مستعدّ تهديد و وعيد : « من لم يرض بقضائى و لم يصبر على بلائى و لم يشكر على نعمائى فليطلب ربّا سوائى و ليخرج من بين أرضى و سمائى » گردد .
بدبخت كسى كه سر بتابد * زين در كه درى دگر نيابد
سعدى ره كعبهء رضا گير * اى مرد خدا ره خدا گير
از افضال ذو الجلال مسئول و مأمول آن است كه حبيب طبيب حقيقى قلوب و ارواح را از صبر بىمنتهاى خود شمّهاى مصحوب نسيم عنايت ازلى از عطيّهء كرامت