از ره اعراض و جدل در ميا * خطوه منه پيش به راه خطا
خار مبين اين گُل بىعيب را * تيره مكن آيينهء غيب را
صحيفهء اوّل ( به مير رفيع الدين محمد صدر )
نامهاى است كه به مير رفيع الدين محمد صدر محرّر شده . و بنابراين صدر اين صحايف مصدّر بدان گشت و طغراى عنوان اين مكاتيب گرديد ، و باللّه التوفيق .
هو اللّه ، ظهركم و ظهيركم و عونكم و معينكم و رافع قدركم و شارح صدركم .
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم و به ثقتى و عليه توكّلى فى كلّ الأمور و جميع الأحوال .
كمترين بندگان ، ادهم واعظ ، اتّكاء على خلقكم الكريم و اعتناء على حلمكم الجسيم و اعتمادا على لطفكم العميم ، بعد از اداى زمينبوسى به ذروهء عرض مىرساند كه : جمعى از وصّال فيوضات كه به ظاهر و صورت از اشرار و اعداء نمايند و به معنى و باطن از احبّاء و ابرار باشند و خضرسان با تبر تيززبان سفينهء هستى وهمى شكنند و با تيغ بىدريغ انكار و اعتراض سر از طفل نفس نحس كنند و ابراهيموش در بتكدهء كبر و غرور اصنام كالأعلام عجب و هوا را از پا درآرند ، در سبيل فقر و طريق تحقيق با ايشان مجادله و معارضه نمودن مجوّز و مرخّص و معقول و محمود نيست ، خصوصا به مجرّد مكاتبه و مراسله بىمواجهه و مكالمه ، زيرا كه اكمال آن از اجمال آن بهتر بود و تفصيل به تطويل و تصديع انجامد ، بلكه چنانچه گفتهاند و بدانچه گويند علاج اين طايفه در حضور خاموشى است و در غيبت فراموشى .
بناء على ذلك حجّت بر اهل حجّت نگرفته درصدد ردّ اقاويل ما لا يعنى و القاب ناصواب ارباب اغراض كه از هر باب ، در باب اين خاكسار بىمقدار به سمع شريف ملازمان نوّاب عالى رسانيدهاند ، در نيامده ، خوض در بيان تكذيب طرف مدّعى و جرح خصم و مقابل ننموده ،
« قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ » ،
و « الإناء يترشّح بما فيه » ، و أصحاب العقول لا يحكمون بمجرّد النقول على صدقها و كذبها .
بوى صدق و بوى كذب اى گولگير * در سخن گفتن بود چون مشك و سير
فينبّه حال كلّ من الطّرفين . أيضا ، انسان عاقل را كه مكلّف به جهاد اكبر است ، از