منظومه
جوش بزد طيع سخن سنج باز * كرد عطا را . . . در گنج باز
ميكدهء ذوق بود جان من * شوق دهد نكتهء عرفان من
مطلع انوار جلى شد دلم * منبع احكام قِدم خاطرم
معدن اسرار وجودم ببين * مخزن گنجينهء جودم ببين
سرّ حقايق به صحايف برم * وعظ نصايح به بيان آورم
طوطى شكر شكنم در پيام * مرد خدا گوش كن از من كلام
هركه به هر پند كه در خور بود * در صدف طبع من آن دُر بود
ناطقهام چونكه دُرافشان شود * جنّ و ملك واله و حيران شود
عاقله را چونكه به فكر آورم * نكتهء سربستهء بكر آورم
مريم طبعم چو كند وضع بار * عيسى تجويد كند آشكار
همچو مسيحا نفسم جان دهد * آب ز سرچشمهء حيوان دهد
يوسف دوران به ملاحت منم * ثانى سحبان به فصاحت منم
طوطى عرفانم ، يارم صفا * هست به هر درد كلامم دوا
قمرى كهسار طريقت منم * بلبل گلزار حقيقت منم
گشته چو سيمرغ به قافم مقرّ * قاف من از عالم ظاهر بدر
بر سر من سايه فكنده خداى * سايه ز من وام برد هر هماى
چرخم و عرش است مرا آشيان * بازم و پرواز كنم لامكان
مرغ معانى و بيان صيد من * تن نتواند كه شود قيد من
قوّتم از دست شهنشاهى است * قدرتم از قدرتاللّهى است
مختصرين نسخهام از كلمات * آيهء اميد به ذات و صفات
جام جمم بلكه از آن بهترم * معنى آيينهء اسكندرم
لعل بدخشانم و مشك تتار * نطق من آيد چو نسيم بهار
گر گذرد نكهت من بر دلت * بشكفد از فيض چمن در دلت