ابدان و تعلّق ، آسان بدانسان نخواهد بود . الهى ، عدوّ نفس در كمين و دنيا در پيش و خلق از يسار و شيطان از يمين درآمدهاند ، بيچاره كه ماييم از عهدهء كدام برآييم .
الهى ، با ما آن كن كه آن تو را شايد و نه آن كن كه ما را بايد . الهى ، تو ما را عزيز گردان كه ديگرى خوار نتواند نمود و تو خوارم مكن كه ديگرى عزيز نتواند نمود .
الهى ، نزديكگشتهء تو را دورى ديگران چه ضرر و دورگشتهء تو را از نزديكى ديگران چه حاصل . الهى ، بيگانهء تو با كه آشنا تواند و آشناى تو از كه بيگانه تواند گرديد به يگانگى تو كه بيگانگى در ميان نگنجد .
الهى ، پدر ما آدم ، ع ، در بدايت حال تاج عنايت :
« وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها »
بر سر نهاد و خلعت كرامت :
« اسْجُدُوا لِآدَمَ » *
در بر كرد و بر مسند خلافت :
« إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً »
قرار گرفت ، و به فرمان :
« يا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ *
به دار النّعيم جنان درآمد ، و بر سر خوان ضيافت :
« وَ كُلا مِنْها رَغَداً حَيْثُ شِئْتُما »
بنشست ؛ و در ميان به شومى :
« فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطانُ »
نهى :
« وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ » *
را از فكرت محو نموده ، به خطاب
« اهْبِطُوا مِنْها جَمِيعاً »
مخاطب و به عتاب
« وَ عَصى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى »
معاتب گرديد ؛ أمّا در آخر به بشارت :
« فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ فَتابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ »
خوشدل و عاقبت به خير گشت .
ما نيز در اوايل به تكريم :
« وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ »
مكرّم شديم ، و به تشريف :
« لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ »
مشرّف گشتيم ؛ و در وسط به تهديد وعيد :
« أَ يَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَنْ يُتْرَكَ سُدىً »
مهدّد و مخوّف آمديم ؛ و در آخر به تبشير :
« نَبِّئْ عِبادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ » ،
و به هدايت :
« وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ » ،
و به عنايت :
« وَ مَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ » ،
و به نويد :
« قُلْ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ »
مبشّر و اميدوار گشتيم . مآل حال ما نيز بر آن منوال خواهد بود . فرزند خلف بوديم ، ميراث پدر برديم .
الهى ، تو دانى كه ما تاب عقاب تو نداريم
« وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ » .
الهى ، اگر چه ما كثيرالسّهويم امّا تو كريمالعفوى ،
« وَ اعْفُ عَنَّا وَ اغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا أَنْتَ مَوْلانا » .
الهى از تو بگريزيم در كه آويزيم . « لا ملجأ و منجى و لا مفرّ منك إلّا إليك . »