تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 600

مساهمون:

ص٦٠٠
مىآيد و آستين ديگر را طرف توبره ضروريّات نهادن كردى . و به نوح نجّى اللّه وى را مشابهتى نبود كه با آنكه بنا بر بعض روايات دو هزار و پانصد سال در دنيا عمر كرد و در دنيا خانه‌اى بنا نكرد . و به موسى كليم كجا ماند كه چندان گياه سبز خورده بودى كه سبزى آن از بيرون معده و شكم آن حضرت نمودى ، و از ابراهيم خليل به دور است كه پشم در بر كردى و نان جو با نمك خوردى . و به فرعون و شدّاد و نمرود و ابو جهل ماند كه فريفتهء متاع دنيا شده بودند و جادهء رياضت را كه راه بهشت ازوست هشته بودند . پس به مقتضاى حديث : « من تشبّه بقوم فهو منهم » . يعنى : هركه به هر طايفه‌اى كه بماند و به هر فرقه‌اى كه شبيه بود از آن طايفه بود و با آن فرقه حشرش كنند . حشر فقرا با انبيا و اوليا و علما بود ، و حشر دنياداران با پادشاهان و جبّاران و ارباب مناصب شود . و از اين بود كه حضرت سليمان را ، صلوات اللّه عليه الرّحمن ، با علوّ مكان و نشان زنبيل‌بافى كردى و لباس پشمين پوشيدى و نان با سركه يا نمك خوردى تا مشابه به فقرا بود و به درويشان ماند نه به پادشاهان و توانگران مع هذا چهل يا پانصد سال‌اش بعد از پيغمبران به بهشت برند . و عبارت شيخ را تفصيلى و اجمالى است به اسقاط بعضى از كلمات و ازدياد پاره‌اى از معانى و عبارات . يكى از علماء مبرّز مىگويد : اختيار كردند فقرا سه چيز را كه آن يقين به آخرت و فراغ دل و سبكى حساب بود و اغنيا از اين هر سه بىبهره‌اند و برگزيدند اغنيا سه چيز را كه آن تعب نفس و شغل دل . [ پايان رسالهء فقريّه فخريّه ]