من ز وى عمرى ستانم جاودان * او ز من دلقى ستاند رنگ رنگ
اى غافل بىدرد و اى جاهل نامرد :
تو چه دانى كه مرگ چيست عمو * مرگ ما را زندگى ديگر است
و حديث ديگر اين است از صادق عليه السلام ، كه گفت : « بتحقيق كه مر خداى راست براى بندگان خاصّش شرابى كه چون بنوشند محو شوند و مست شوند ، چون مست شوند طرب آغاز كنند و چون در طرب شدند در طلب باز كنند ، و چون بطلبند بيابند - چنانكه پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، گفت : هركه چيزى را طلب نمايد بيابد و هركه در بسته را بگويد و جهد نمايد وا شود و چون يافتند توبه كنند ، يعنى از دعوى سستى خود ، و چون توبه نمايند بگدازند ، و چون بگداختند بازگردند به سوى او ، و چو بازگشتند صاحب اخلاص شوند ، و چون اخلاص بهم رسانيدند به مقصود برسند ، و چون به مقصود و اصل شوند ميان ايشان و دوست ايشان جدايى نباشد » [ سند ندارد ] للمولوى :
يار درآمد ز در مجلسيان دوست دوست * گرچه غلط مىدهد نيست غلط اوست اوست
هركه به جدّ تمام ور طلب ماست ماست * و آنچه به سعى تمام در طلب جوست جوست
بدانكه تا در طلب اين و آنى و جسمى نه جانى در اين باب به حيرت بمانى و اين فرقه را ندانى چنانكه هستند . نظم :
مردان رهش زنده به جان دگرند * مرغان هواش ز آشيان دگرند
منگر تو بدين ديده بديشان كايشان * بيرون ز دو كون در جهانى دگرند
و در حديث قدسى وارد است كه : « اولياى من در زير سراپردهء من پنهاناند ، غير از من ديگرى ايشان را نشناسد » . و حديث قدسى است كه « هركه وليّى از اولياى مرا خوار دارد ، پس بتحقيق كه چنان است كه با من به آشكار حرب و جنگ كند . »
و از عيسى ، عليه السلام ، حواريان پرسيدند كه : با كه نشينيم و برخيزيم ؟ گفت :
« با آنكه از ديدن وى خدا شما را به ياد آيد و از گفتار وى علم شما زياد شود و از ديدن كردار وى از دنيا بگردانيد و به آخرت و كار آن مشغول شويد . بدانكه اين نشان اولياء است » .