( صوفيان و مرتبهء ايشان )
و امّا صوفيان و صافيان و عاشقان صادقان حق ، كه ايشان را اهل اللّه و اهل حق و موحّدان و عارفان و محققان و اهل تحقيق و اهل يقين و اهل كشف و شهود و اوليا خوانند در رفعت و درجه و بلندى مرتبهء ايشان شكّى و ريبى نيست ، و آيات و احاديث در باب فضيلت و بزرگى ايشان ، چنانكه در باب علماء دين دارد بسيار است .
از آن جمله : يكى اين است كه شيخ ما ، رحمه اللّه ، در كتاب « اربعين » ، ( ص 13 ) با اساتيد معتبر از امير المؤمنين ، عليه السلام ، روايت كرده كه آن حضرت گفت : كه پيغمبر خدا ، صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، گفت :
« هركه خداى را به عظمت و جلالت بشناخت حفظ كرد و نگاه داشت زبان از گفتن سخن ، يعنى : بىفايده ، و شكم را از طعام ، يعنى پر خوردن با تنعّم كردن ، و به مشقّت واداشت نفس را به سبب روزه داشتن . جمعى از مؤمنين گفتند : فداى تو باد پدر و مادر ما ، يا رسول اللّه ، ايناناند كه اوليا اللّهاند ؟ پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، گفت : بتحقيق كه اولياء اللّه آناناند كه چون ساكت شوند سكوت ايشان فكر بود -
و حديث است : « من صمت نجا » ، و مروى است كه « فكر ساعة خير من عبادة ستّين سنة » - و چون سخن گويند ، سخن ايشان ذكر بود ، يعنى در خلوت و حديث قدسى است كه : « أنا جليس من ذكرنى » . - للمولوى :
گر تو خواهى همنشينى با خدا * رو نشين اندر حضور اوليا
و چون نظر كنند نظر ايشان عبرت بود - و امر خداست كه
« فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ »
- و چون گويا شوند گويائى ايشان حكمت بود يعنى در ميان مردم - و كلام حق است كه
« وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً »
- و مىباشد راه رفتن ايشان ميان آدميان بركت ، اگرنه براى ايشان اجلها مقرّر بودى - يعنى اجل كه به مقتضاى :
فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ » *
نه پس مىافتد و نه پيش كه برايشان نوشته شده است - قرار نمىگرفت روحهاى ايشان در جسدهاى ايشان يا از ترس عذاب يا از شوق ثواب » . و سخن اين طبقه است كه ، نظم :
مرگ اگر مرد است گو نزد من آى * تا در آغوشش بگيرم تنگ تنگ