تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 567

مساهمون:

ص٥٦٧
فقير توانگر بودى يا به دوزخ رفتى يا به بهشت به روش توانگر از سبقت بهشت و نوازش و اعزاز پادشاهى بىبهره شدى . و نيز گوئيم : توانگرى كه خدا وى را بنا بر مصلحت وى مال‌دار كرده است آن توانگر است كه از وجه حلال كسب كند و در راه خدا صرف نمايد و دلش در پيش آن دربند نبود ، و از سود و زيان و زياده و نقصان دنيا آزرده و غمگين و خشنود و راضى نشود . چنانچه گفته‌اند :
مال ار به تو رو نهد مشو شاد از آن * و رفوت شود مشو به فرياد از آن پندى است پسنديده مكن ياد از آن * تا دينى و وينت شود آزاد از آن
و به سبب تحصيل دنيا از ذكر خدا نماند و در عبادت وى فتورى و قصورى واقع نشود . و ما چنين توانگر را بد نگوئيم ، بلكه نيك گوييم و نيك خوانيم ، چنانچه تحقيق آن مفصّل بيايد إن شاء اللّه تعالى . و فقير را كه خدا فقر داده است آن فقير است كه متوكّل و صابر است و قانع بود ، و اگر تردّدى كند بىحرص كند ، و توانگران كفّار را مصلحت در آن بود مگر از نعمت شرمنده شوند و به منعم پردازند ، و مفلسان كفّار را مصلحت در آن بود تا قدرت بر آزار انبيا نداشته باشند . و در اينجا يكم سخن باقى ماند و جواب آن حالى است نه قالى ، و به فهم همه كس در نمىآيد :
به مستوران مگو اسرار مستى * حديث جان مپرس از نقش ديوار
و آن اين است كه بعضى توانگران را ديديم و بديديم و شنيديم كه به سبب مال دنيا و وجود آن كافر و مرتد شد ، و انواع طغيان و اقسام عصيان ، چون قتل ابرار و نوازش فجّار و لواط وا غلام و زنا با محارم از ايشان صادر شد ، و در اثناى مردند . و جمعى از فقرا نيز ديديم و شنيديم كه به سبب فقر به گدايى و بىحيايى و كفر و ردّه و اصناف گناهان كه ما فوق آن متصوّر نبود درافتادند و بىايمان از دنيا رفتند . و همچنين صاحبان حسن و جمال و اعضاء و جوارح نيكو و كريه‌منظر و بىجمال و زشت رويان و ناقص عضوان و ضعفا و غير ايشان را نيز بر اين قياس كن .
رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 567 | ادهم عزلتى خلخالى