تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 568

مساهمون:

ص٥٦٨
و مىتوان گفت كه : اين‌ها همه أنبه صدق شاهد و مبيّن مدّعى و مطلب مذكورند . و ليكن اينجا نيز حرفى وارد آيد از مقولهء تخصيص بلا مخصّص و ترجيح بلا مرجّح لازم آيد . ( 6 ) و آيهء ديگر در تعريف فقر ذكر كنيم . حق‌تعالى در كلام مىفرمايد :
« لِلْفُقَراءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ لا يَسْتَطِيعُونَ ضَرْباً فِي الْأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِياءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِيماهُمْ لا يَسْئَلُونَ النَّاسَ إِلْحافاً »
( بقره ، 273 ) . يعنى : حصّه‌اى از مال شما كه آن را صدقه و نفقه نام كرده‌ايم و مأموريد بدانكه آن را به بندگان ما برسانيد براى درويشانى است كه بازداشته شده‌اند در طاعت خداى و يك ساعت از عبادت فارغ نمىباشند ، چون عمّار و ابن مسعود و غير ايشان ، كه قريب به چهار صد نفر بودند ، چنان‌كه اين فرقه ترك دنيا كرده بودند ، و آن سر همهء عبادتها است ، پس هميشه در عبادت باشند ، و نيز به دوام ذكر مشغول و مشعوف بودند به امر جهاد نفس و غزاء كفّار است : و نمىتوانند ، به سبب اشتغال به طاعت و مجاهده ، سير كردن در زمين براى تجارت و طلب روزى ، و مىپندارد جاهل بر احوال و اوضاع ايشان توانگران‌اند ، از آنكه سايهء التفات بر كسب نينداختند ، و آينهء همّت به غبار سؤال و طلب روزى آلوده نساختند و از خلق رو به خالق آوردند و از دنيا به آخرت پرداختند . تو نمىشناسى ايشان را ، نشان و علامت ايشان كه زردى لون و نزارى بدن و كثرت اشك و خميدگى پشت بود ، نخواهند از مردمان چيزى به ابرام و الحاح و به غير آن نيز ، چه كه ايشان موصوف‌اند به عفّت ، كه ترك سؤال است ، و سؤال نكردندى ازبس‌كه مشفق و مهربان بودند بر خلايق كه مبادا ردّ كنند و نجات نيابند ، كه : « ما أفلح من ردّ السّائل » ، يعنى : رستگار نشد آن‌كس كه ردّ سائل كند و چيزى به وى ندهد .
كسانى كه تلخى حاجت نيازمودستند * ترش كنند و بتابند روز اهل سؤال تو را كه مىشنوى طاقت شنيدن نيست * ورا كه مىطلبد بين چگونه باشد حال
و در قرآن وارد است كه :
« وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ »
( ضحى ، 10 ) . يعنى : سائل را منع مكن و ردّ مكن ، اى محمّد .