فرمود كه : اگر بهترى دارى بگو . خضر گفت : ندارم . پس على ، عليه السلام ، فرمود :
من بگويم : بهتر ازين تكبّر فقيران است بر مالداران و استغناى مسكينان از ايشان از توكّل و اعتماد براى خداى تعالى .
تكبّرى كه كند از براى دين بر ما * به از هزار تواضع كه شه كند به گدا
زهى بىعقلى كه فكر نكنند كه آدم ممكن الوجود است و در ذات و وجود و توابع و لوازم آن ، از حيات و صحّت و قدرت و حواسّ و قوى و جوارح و اعضاء و غير آن بسيار محتاج به واجب الوجود است ، و در حقيقت از حول و قوّه برى . لا حول و لا قوّة إلّا باللّه . و به فرمان دل كار كند و دل به فرمان مقلّب القلوب و الأبصار گردان باشد ، و مسخّر دست قدرت و انگشت مشيّت و ارادت از لطف و قهر وى بود و به هر طرف كه خواه بگرداند ، چنانكه در خبر است : « قلب العباد بين الإصبعين من أصابع الرّحمن ، يقلّبه كيف يشاء » . پس وى با همهء اين عجز و احتياج حاجت ديگرى چون برآرد و يا ضررى به كسى چون تواند رسانيد . حكيم غزنوى ، قدّس سرّه :
كار از خلق هيچ نگشايد * به خدا گر ز خلق هيچ آيد
خلق جز بهر بند هيچ نيند * . . .
( 7 ) مردان راه حق آخرت را هم از خدا نخواستند تا به دنيا و خلق خود چه رسد ، و اگر چيزى هم مىخواستند بديشان رسيدى ، به ضعيفتر از خود ايثار كردندى ، چنانكه آيهء كريمهء
« وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ »
( حشر ، 9 ) ، از آن خبر مىدهد .
يعنى : برمىگزينند ديگرى را برابر بر نفسهاى خويش و ايثار مىكنند بديشان و از خود بار مىگيرند اگرچه بدانچه مىدهند احتياج دارند .
اين آيه در شأن انصار نازل شد كه فقراء مهاجرين را بر خود ايثار كردند .
و در تفسير شيخ ابو الفتوح رازى منقول است كه : روزى علىّ ولىّ ، عليه السلام ، به جمعى بگذشت و در گوشهء مسجدى منزوى بودند . گفت : به چه كار مشغوليد گفتند : در خانهء توكّل نشستهايم ، اگر مىرسد مىخوريم و اگر نمىرسد صبر مىكنيم .
آن حضرت فرمود كه : سگان محلّهء ما هم همين حال دارند و بر همين منوال مىگذرانند . گفتند : پس شما چه مىكنيد . گفت : ما كه اهل بيتيم اگر مىرسد مىدهيم