تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 569

مساهمون:

ص٥٦٩
چون گدا آيينهء جود است هان * دم بود بردم آيينه زيان
و در خبر است كه : رو از سائل مگردانيد و رد مكنيد سائل را بىچيزى اگرچه استخوان سوختهء پاى گوسفند بود .
آگاه ز حال من سرگشته نه‌اى * ز آن رو كه چو من زير و زبر گشته نه‌اى آن روى چو ماه را مگردان از من * شكرانهء آنكه روز برگشته نه‌اى
يا آنكه قدر آبروى مىدانستند و به سؤال آن نمىريختند ، بدانكه ازبس‌كه حق تعالى فقراء را عزيز دارد حصّه‌اى از مال اغنيا ، كه آن را از جان خود عزيزتر دارند ، از آنكه عمر و راحت داده‌اند و گرفته ، جهت ايشان معيّن كرد و آن را احسان [ نام ] كرد و سخاء وجود فى سبيل اللّه و زكات و نفقه و صدقه و خير ناميد ؛ و انفاق و احسان ازآن‌جهت خوب است كه زندگى با خوبان كردن است كه فقرا باشند . و بزرگان گفته‌اند كه : اگر سائل را از معطى و خواهنده را از دهنده دوست‌تر ندارى ، دنيا را از خدا و عقبى بيشتر بخواهى و از آن آگاه نباشى . اى برادر درويش و دوست مسكين ، بدانكه چنان‌كه ردّ سائل و امساك مال از اغنياء قبيح و شنيع است ، هم از روى عقل و هم از روى شرع ، سؤال فقراء و طمع ايشان از اغنياء قبيح‌تر و شنيع‌تر از آن است ، و ابرو ريختن نزد مخلوق براى دنيا از آخرت و خالق گريختن است . و چقدر نادان باشى كه بدانچه از خلق بگيرى چه لذّت و راحت تواند كرد كه برابرى كند با تلخى سؤال و رنج خواهش . و در خبر است كه : هركه اقرار كرده است خداى تعالى را به بندگى ، از مخلوق سؤال نكند . و بدانكه چندان التفات اغنياء به فقراء نيكو است ، استغناى فقرا از ايشان نيكوتر از آن است . و در تفسير شيخ ابو الفتوح ( ج 4 ، ص 53 ، آيهء 273 ) رازى مذكور است كه : روزى على بن ابى طالب ، عليه السلام ، را با خضر ملاقات افتاد . امير المؤمنين خضر را گفت : اگر چنانچه سخن به غايت خوبى دارى نقل فرما تا استماع نمايم . خضر گفت : تواضع توانگران با درويشان از براى رضاى خداى بهترين كارهاست . آن حضرت