بسيار و عمر درازش بده . و گفتهاند : اگر دنيا كوزهاى بودى زرين و آخرت سفالين ، عاقل بايستى دنيا را بگذارد كه فانى است و آخرت را بردارد كه باقى است ، و حال آنكه دنيا كوزه نحس سفالين بىاعتبار است و آخرت كوزهء زرين پايدار .
لقمان پسر خود را گفت : دنيا دريايى است عميق و آدميان بسيار در آن غرق گشتند . پس كشتى خود را در آن ايمان قرار ده و لنگر آن را توكّل ساز و توشهء خود را در آن تقوى قرار بده . تا شايد نجات يا بى و غرق نشوى .
و پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و آله ، گفت : اگر ممكن است كه كسى به آب فرورود و تر نشود ممكن است كه كسى دنيا داشته باشد و عاصى نشود .
و از عيسى ، عليه السلام ، مروى است كه گفت : طالب دنيا و خواهان دنيا به كسى مىماند كه تشنه باشد و آب دريا خورد ، هرچند بيشتر خورد تشنهتر شود .
و گفتهاند : اگر در جيفهء دنيا شكى دارى بهترين طعامهاى آن را كه خوشترين نعمتهاى وى است بر محكّ معده زن تا ببينى چه بيرون مىآيد .
و از سيّد الطائفه جنيد پرسيدند كه : سنّت كدام و فرض چيست ؟ گفت : سنّت ترك دنيا و فرض صحبت مولى .
و از يكى از بزرگان نقل است كه نان خشك را به آب تر كردى ، و گفتى : مردى كه بدين قانع شد به كسى احتياج ندارد .
و ليكن حرص مردم را كى به حال خود گذارد . و در كلام مجيد است كه :
« إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً » .
يعنى : انسان حريص آفريده شده است . و لكن ازالهء آن در دست وى است ، چنانكه سفيدى پنبه و كرباس را خداى تعالى آفريده . امّا به رنگ زائل توان كرد . و بعضى را مايل به برودت و برخى را مايل به حرارت قرار داده است . و ليكن ادويه و اغذيه حارّ و بارد نيز آفريده است تا به سبب آن توان تغيير برودت و حرارت داد .
و آنچه از صفات لازمهء ذات كه انفكاك آن از وى ممكن نيست كه به انسان داده است به ترك آن تكليف نكرده و الّا تكليف ما لا يطاق لازم آيد ، و آن ممنوع است عقلا و شرعا . و حقتعالى گفت :
« لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها » .