كه وى را خواهان باشد .
و يكى از بزرگان مىگويد : اندكى از دنيا باز مىدارد از بسيارى از آخرت .
و گفتهاند : از دنيا نتواند گذشت مگر آنكس كه در دل وى معينى بود كه وى را به آخرت مشغول كند . و گفتهاند : هركه از خدا دنيا طلبد طول وقوف در عرصات و شدّت طلب كند .
و گفتهاند : دنيا جيفه است ، هركه ميل آن دارد بايد كه به زخم سگان درندهء ديوانه صبر كند و تاب آورد . و گفتهاند كه : بپرهيزيد از سحّار دنيا كه وى [ حكيمان و ] علما را تسخير مىكند تا به ديگرى چه رسد .
به امير المؤمنين ، عليه السلام ، گفتهاند : دنيا را براى ما وصف كن . گفت : چه وصف كنم سرايى را كه هركه تندرست است در امان است و هركه بيمار است پشيمان ، و هركه فقير است غمگين و هركه توانگر است مفتون . در حلالش حساب مستور است و در حرامش عذاب مكتوم . ( بحار الأنوار ، ج 78 ، ص 91 ) .
و لقمان فرزند خود را گفت : اى فرزند ، تو از آن روز كه به دنيا آمدهاى رو به آخرت دارى به ظاهر و پشت به دنيا . پس قرار مگير در سرايى كه در عين فرارى از آن و به معنى توجّه كن به مقامى كه به ظاهر متوجّهى بدان .
و يكى از حكماء مىگويد : دنيا بود و من نبودم و خواهد بود و من نخواهم بود .
پس معقول نيست اعتماد بدان كردن و در آن سكونت اختيار كردن . و نيز عيش وى محض نكبت است و صاف وى عين تيرگى ، و اهل آن هميشه در بيماند يا از ترس زوال نعمتى يا از خوف حصول بليّتى .
و حكيمى گفته : اسباب دنيا تركهء دكان شيطان است . پس از تركهء وى چيزى ندهد كه مىگيرد و از حلقت مىآويزد .
و يكى از بزرگان مىگويد : رحمت كند خداى بر آن طايفه كه بدانند كه دنيا پيش ايشان امانت است و آن را به صاحب دنيايى بسپارند . و مىگويند : اگر كسى با تو منازعه در دنيا كند تو نيز منازعه مكن ، پيش وى انداز و دم مزن .
و يكى از بزرگان را شخصى بد گفت و آزار كرد . گفت : خدايا تن درست و مال
رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 552
مساهمون: ادهم عزلتى خلخالى
ص٥٥٢