تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 550

مساهمون:

ص٥٥٠
و دنيادار دنيا را شريك غالب ساخته است ، چه كه [ عبادت ] عبارت از خشوع و خضوع و ذكر و فكر و حركات و سكنات چند است ، و دنيادار همه اين‌ها را يا بيشتر آن را براى دنيا و جهت تحصيل آن صرف كند . و در سورهء :
« وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها »
يازده مرتبه سوگند ياد كرده و قسم خورده كه :
« قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها » .
يعنى : بتحقيق كه جواب قسم اين است كه رستگارى و فيروزى اين است ، آن‌كس كه به تزكيهء نفس و تصفيهء دل مشغول شد از كدورات نفسانى و تدنّسات جسمانى و علايق حيوانى و عوايق هيولانى كه اسباب ضلالت و طغيان و آلات غفلت و عصيان‌اند ، تا علوّ شأن و ارتفاع مكان يافت ؛ و نوميد شد و مأنوس شد آنكه قدر خود را كم ساخت و نفس خود را در نقصان انداخت و آلودهء معصيت و فسق و فجور شد و به غفلت گذرانيد . و گفت : از خسارت و زيان كسانى رستند كه ايمان به خدا و به روز قيامت دارند و جميع اعمال پسنديده و شايسته را به قدر طاقت و توانايى بجا آوردند و وصيّت كردند يكديگر را بدين حق و راه راست ، و به صبر بر مشقّت طاعت و شدّت ترك شهوت و معصيت و به شكيبايى در فقر ، چنان‌كه از تفسير سورهء
« وَ الْعَصْرِ »
مستفاد مىشود . توانگران از اداء عمل صالح و قضاء كردار شايسته بىبهره‌اند از جهل و افراط نادانى و دليل سفاهت و بلاهت ايشان اختيار دنيا بر آخرت كردن است ، از آن است كه مطلقا هدايت نمىيابند و راه راست نمىبينند ، از آنكه عبرت گرفتند . و حق را حق و باطل را باطل ديدن كار ديدهء دل است ، و ديدهء دل ايشان به مقتضاى :
« فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ »
كور و نابينا گشته و غبار اتّباع هوا و رمد محبّت دنيا آن را از ضياء و نور دور كرده و زيبق نام و ننگ گوش دل ايشان را كر كرده و دلهاى مردهء ايشان در ظلمت غفلت مدفون گشته ، از اين است كه ديگر هرگز به راه نيايند و در هدايت نگشايند . كه :
« خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ عَلى سَمْعِهِمْ وَ عَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ » .
و چندان‌كه در باب دنيا و كسب دنيا سعى مىنمايند در وادى آخرت تكاهل و تكاسل مىورزند ، و شيخ ما نيز در رسالهء « سوانح الحجاز » مشهور به « نان و حلوا » مىفرمايد :
رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 550 | ادهم عزلتى خلخالى