بهشت را هشت در است ، هفت براى فقرا و يكى براى توانگران .
و گفت : حقتعالى وحى فرستاد به بعضى از پيغمبران كه : بترس از آنكه تو را دشمن گيرم ، پس از چشم من بيفتى و بريزم بر تو مال دنيا را ريختنى .
و گفت : وا عجبا كلّ العجب ، يعنى شگفت دارم و شگفت بسيار ، از حال كسى كه آخرت را حق و راست داند و [ حال آنكه ] سعى كند براى سراى غرور كه دنيا باشد .
و گفت هركه دنيا را دوست دارد آخرت را بزيان آرد و هركه آخرت را دوست دارد دنيا را بزيان آرد . پس اختيار كنيد آنچه را كه باقى است بر آنچه فانى است كه اين اولىتر بود . و گفت : دو گرگ گرسنه در رمهء گوسفند آن فساد نكنند كه دوستى مال و جاه در دين مرد مسلمان كند . للمولوى :
مال ما را جاه باشد اژدها * سايهء مردان زمرّد اين دو را
و در خبر است كه روزى رسول ، صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، به دست ، چيزى دور همىكرد ، و هيچچيز مردم نمىديدند ، گفتند ، يا رسول اللّه ، آن چيست ؟ گفتند : دنيا است كه خود را بر من عرضه مىكند ، وى را از خود دور كردم ، باز آمد و گفت : اگر تو جستى از من و ليكن كسانى كه از پس تو باشند نجهند .
و گفت : حقتعالى هيچچيز نيافريد بر روى زمين دشمنتر بر وى از دنيا ، تا وى را بيافريد بر وى ننگريست .
و يكى از راويان مىگويد كه : پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، گفت :
مىخواهى كه دنيا را به تمامى به تو بنمايم ، و دست مرا بگرفت و به سرگين دانى برد كه در وى استخوان سر مردم و گوسفند و خرقههاى پليد و نجاست مردم بود ، گفت : يا فلان ، اى سرها جاى حرص و آز بوده است ، چون سرهاى شما امروز ، استخوانى شده است بىپوست و زود خاكستر مىشود ، و اين سرگينها طعامهاى الوان است كه به جدّ و جهد به دست آوردهاند ، اكنون چنين بينداختهاند كه همه از وى مىگريزند ، و اين خرقهها جامههاى تجمّل و لباس آرايش ايشان است كه ياد مىبرد . شعر :
غرض از جامه دفع حرّ و برد است * ندارد ميل زينت هركه مرد است
و اين استخوانها مركب ايشان است كه بر وى مىنشستند و گرد جهان مىگشتند .