تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 527

مساهمون:

ص٥٢٧
بودى ، و ليكن به چشم برادران نادان كريه و زشت نمودى . پس عجب نيست كه جمعى از مغضوبان جميل متعال جمال بىمثال ذو الجلال را مكره باشند . نظم :
اگر بر ديدهء مجنون نشينى * به غير از خوبى ليلى نبينى
و در زبور گفته است كه : يا داود ، دنيا به سيب پس مانده‌اى مىماند كه به سرعت رو در زول داشته باشد . و گفته است كه : يا داود ، بر خوان بر بنى اسرائيل قصّهء آن قومى را كه به فريفت ايشان را حيات اين جهان و بهجت و نضارت متاع آن . پس درافتادند بر معاصى و فكر نكردند در عاقبت كار ، و به ياد نياوردند از آخرت تا بمردند . و بگو ايشان را چه شده است شما را كه عقل را به باد داده‌ايد و به دنيا التفات مىكنيد . و گفته است : اى گروه آدميان غافل مشويد از آخرت و نفريبند شما را دنيا و تازگى آن . و گفته است : چون به عرصهء قيامت حاضر شوند ، بتحقيق كه بسيارى اموال و نازكى ابدان شما از شما چيزى از سختيهاى آن را دفع نتوان كرد . و گفته است : چون ببينيد دنيادارى را و آنچه وى راست ، منع و زجر كنيد نفس خود را از التفات بدان به ياد مرگ . و گفته است : مثل كسى كه از پى دنيا افتد و از عقب شهوت نفس رود مثل آن كسى است كه عسل بسيار خورد از جهت دفع ضرر قليلى و از آن ضرر كثيرى حادث شود . و ليكن مضرّت عسل غايت دارد و مضرّت دنيا نهايت ندارد . و گفته است : اگر دنيا و ما فيها نزد من با پر پشّه‌اى برابر بودى و به بال مگسى ارزيدى هيچ عاصى و گناهكارى را از آن لقمه‌اى ندادمى و شربت آبى از آن به هيچ فاسقى نبخشيدمى ، و واى بر آن‌كس كه فريفته دنيا شده است كه چگونه جاويد مىماند روز قيامت در آتش دوزخ . و گفته است : تدبير اين است اين سراى دنيا كه نعمتهاى وى آميخته است به بلاى مؤبّد ، و آسانيهاى وى آلوده است به دشواريهاى مخلّد . پاره‌اى از آيات وارد در مذمّت دنيا را شنيدى ، و برخى از سخنان خدا را در حق فريفتگان بدان استماع نمودى ، الحال پاره‌اى از احاديث مروى و اخبار منقول نبودى را نيز در آن باب بشنو .