تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 528

مساهمون:

ص٥٢٨

روضهء دوم در بيان روايات مروى از سيّد السادات در باب دنيا و اهل آن

در خبر است كه خواجهء عالم گفت : دنيا جيفه است و طلب‌كنندگان آن سگان‌اند . للحكيم الغزنوى :
اين جهان بر مثال مردارى است * كركسان اندر و هزار هزار اين مر آن را همىزند مِخلب * وان مر اين را همىزند منقار آخر العُمر برپرند همه * وز همه بازماند اين مردار
و گفت : دوستى دنيا سر همهء گناهان است . پس هركه وى را از خود و خود را از وى دور گرداند از همهء گناهان پاك شود ؛ از آنكه هر شخصى سر وى بريده شد همهء اعضاى و جميع جوارح وى تبع وىاند در هلاك . و چون سردار لشكرى از ميان بر افتاد لشكر به جملگى روى به هزيمت نهاد . و نسبت حبّ دنيا به معاصى ديگر چون نسبت سر است به بدن و سردار است به سپاه ، پس در دفع وى بايد كوشيد . و شيخ ما ، رحمه اللّه ، مىگويد ، بيت :
حبّ دنيا چيست رأس هر خطا * از خطا كى مىشود ايمان عطا
و گفت : دنيا و هرچه در اوست به تمامى ملعون و مردود است مگر آنچه بر ذكر خدا يارى كند و مدد شود . و گفت : دنيا حرام است [ بر اهل آخرت و آخرت حرام است ] بر آنكه از دنيا نصيبى دارد و اين هر دو حرام‌اند بر آنكه خدا را خواهد . گفت : بر جنّت اطّلاع يافتم و روح دو طايفه را در آن كمتر ديدم : يكى توانگران كه مال دنيا ايشان را از آن محروم ساخت و ديگرى زنان كه زينت و آرايش به جامهاى الوان ايشان را از آن بدور انداخت . و گفت : دنيا زندان مؤمن است و بهشت كافران است . و گفت : دوزخ را هفت در است و همهء آن حرام است بر فقرا و درويشان ، و