الْحَياةُ الدُّنْيا وَ لا يَغُرَّنَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ » *
( لقمان ، 33 ) .
يعنى : اى گروه مردمان و زمرهء آدميان بدانيد بتحقيق كه وعدهء خدا به حشر و بعث و جزاء حق و صدق است ، پس بايد كه بازى ندهد و نفريبد شما را زندگانى دنيا ، تا به سبب التفات بدان از آخرت ياد نياريد و آن سرا را فراموش كنيد ، و بايد كه فريفته نكند شما را به كرم خدا شيطان فريبنده ، چنانكه محبّت دنيا و اصرار معصيت آرزوى مغفرت و بخشايش در دل شما افكند ، و مرض غفلت به تناول فرمودن اينگونه غذاء رجا كه در حقيقت تمنّاست نه رجا زياد كند ، و دل را از حيطهء سلامت بدر برد ، و به مهلكهء ملامت بيندازد ، و معدن حيّهء افعى محبّت مال و عقرب دفعى دوستى فرزندش سازد .
( 27 ) گاه باشد از افراط در اضلال ، گويد كه مال را براى دين مىخواهى و فرزند براى خدا ، فردا بدين مزد جليل و اجر جزيل خواهى يافت ، و نداند كه حقتعالى فرموده است كه :
« يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ »
( شعراء ، 89 ) .
يعنى : روز قيامت روزى است كه در آن روز نفعى ندهد مال و فايدهاى نبخشد فرزندان كسى را مگر سلامت دل آنكس كه آمده باشد نزد خدا با دل سالم از علاقهء مال و مهر فرزند . بيت :
اى خواجه اگر مال و اگر فرزند است * معلوم كه مدّت بقايش چند است
خوش آنكه دلش به دلبرى دربند است * كش با دل و جان اهل دل پيوند است
يا آنكه چون مار گزيدگان هميشه در قلق و اضطراب بود و على الدّوام از دو ديدهاش از ترس خدا آب رود ، بداند كه دو محبّت در يك دل محال است كه جمع شود ، خصوصا ضدّين ، چنانكه حقتعالى مىفرمايد :
« ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ »
( احزاب ، 4 ) ، يعنى نيافريده است خداى تعالى در اندرون يك مرد دو دل ، از آنكه از وى يك محبّت خواست و براى آن يك دل بس است . بيت :
يا دوست گزين « كمال » يا جان * يك خانه دو ميهمان نگنجد
پس توسن تجرّد به ميدان جمعيّت بدوان و دست از همه بيفشان و خود را از تفرقه وارهان ، چون تو يكى ، يكى بس بود ، ديگران به دنيا چسبيدهاند ، تو به مولى بچسب .