تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 519

مساهمون:

ص٥١٩
كه جنسيّت بيايد علّت ضمّ * چنين باشد جهان و اللّه أعلم
زهى بدبخت مدبر و بىعقل بىسعادت كه به اسباب و آرايش دنيا بنازد و مركب طلب و توسن تردّد از پى آن نتازد و عمر نازنين را بر سر تحصيل وى ببازد و نداند كه اقبال دنيا ادبار خدا و ادبار دنيا اقبال خداست و حصول آن محض زوال و بقاى آن عين فناست . للمولوى :
اى بنازيده به مال و خاندان * نزد عاقل اشترى بر نردبان
و جمع اسباب و آلات دنيا سبب تفرقه و موجب پراكندگى آخرت است و باعث شدّت سكرات مرگ و دشوارى مردن ، و به خارى و زارى جان كندن است . و اين علامت نسيان موت است كه فروريزندهء حصارهاى حصن آرزوها و لذّات است و كنندهء بيخ و ريشهء درخت نام و ننگ شهوات و نسيان وى از فرط غفلت و اشتداد كفر و ضلالت است ، نظم :
نشان آن دلى كز فيض اسلام است نورانى * توجّه باشد اوّل سوى دار الملك روحانى ز دنيا روى برگرداندن و ذكر اجل كردن * كه چو مرگ اندر آيد خوش توان مردن به آسانى
و اين برگشته روزگار ، اين‌قدر نداند كه بىبدل را به آنچه نعم البدل دارد دادن از غايت بيهوشى و نهايت بىخردى است و كار وى در ليل و نهار و سرّ و جهار اين است كه عمر نازنين را مىدهد كه بىمثل و شبيه است و عوض ندارد ، و جيفه‌اى مىگيرد كه آخرت و نعم البدل وى است . و شيخ ما ، رحمه اللّه ، مىفرمايد ، نظم :
هرچه بينى در جهان دارد عوض * وز عوض گردد تو را حاصل غرض بىعوض دانى چو باشد در جهان * عمر باشد عمر قدر وى بدان
( 29 ) اين كار منبئ از ادبار ايشان بدان است كه سخنان خدا را ريشخند و هذيان مىانگارند و كذب و دروغ مىشمارند ، از آن از نعمت و راحت و نقمت و محنت آخرت هر دو ياد نيارند و فردا در وقت عقوبت ايشان را از اين آگاه كنند ، چنان كه آيهء مجيدهء
« ذلِكُمْ بِأَنَّكُمُ اتَّخَذْتُمْ آياتِ اللَّهِ هُزُواً وَ غَرَّتْكُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا » .
شاهد آن است . يعنى : اين عذاب و عقاب كه شما بدان گرفتاريد به سبب آن است كه فراگرفتيد آيتهاى خدا را و كلام وى را استهزا و بدان افسوس مىكرديد و فريفته بود شما را متاع حيات دنيا و برخوردارى وى . كسى كه اعتقاد به قيامت و حساب و عقاب داشته باشد محال است كه تواند از