برد ، و هست خداى تعالى بر هرچه باشد از انشاء و افناء قادر و توانا .
بهار عمر بسى دلفريب و رنگين است * ولى چه سود كه دارد خزان مرگ از پى
( 22 ) و رؤساى عرب از روى طرب به مال و زن و فرزند مباهات و فخر مىكردند و پيغمبر ، ص ، را به درويشى و بىپسرى طعنه مىزدند ، اين آيه آمد كه :
« الْمالُ وَ الْبَنُونَ زِينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ الْباقِياتُ الصَّالِحاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَواباً وَ خَيْرٌ أَمَلًا »
( كهف ، 46 ) .
شاهد اين معنى است ، كه يعنى : آنچه به شما داده شد از چيزى ، پس آن متاع حيات دنيا و زينت آن بود و با حقارت و عدم ثبات و بقاى آن بدان مباهات و افتخار مىكنيد و آنچه نزد خداست از ثواب آن جهانى و آلاء جاودانى بهتر است در نفس الامر از نعمت دنيا ، زيرا كه از لوث محنت پاك است و از كدورت مشقّت صاف و پايندهتر است . آيا عقل نداريد كه اين را دريابيد و باقى به فانى بدل نكنيد ، و بدانيد كه اهل دنيا و اهل آخرت مساوى و يكسان نيستند . هركه را اينش دهند آن ندهند و هركه آنش دهند اين ندهند ، بدان بد اولى ، و به نيكان نيك سزاوار .
( 23 ) و آيهء كريمهء :
« أَ فَمَنْ وَعَدْناهُ وَعْداً حَسَناً فَهُوَ لاقِيهِ كَمَنْ مَتَّعْناهُ مَتاعَ الْحَياةِ الدُّنْيا ، ثُمَّ هُوَ يَوْمَ الْقِيامَةِ مِنَ الْمُحْضَرِينَ » ،
( قصص ، 61 ) . مثبت اين معنى است .
يعنى : آيا كسى كه او را وعده كردهايم وعدهء نيكو كه بهشت و خشنودى حق بود در آن خلاف متصوّر نيست ، و آن كس آن را دريابنده بود چگونه برابر بود با كسى كه وى را از متاع حيات دنيا متمتع و برخوردار ساختهايم . پس آنكس در آخرت از جملهء حاضرشدگان خواهد بود براى حساب و عقاب . سبب نزول اين آيهء كريمه بو جهل بوده يا وليد بن مغيره .
( 24 ) پس از آنچه ايشان داشتند و آن را خوب پنداشتند دور باش و آن را بينداز و الّا تو نيز از ايشان باشى بلا شك ، و به راه فقر و شكستگى و نيستى رو و قدم به جادّهء قويمهء تقوى و پرهيزكارى نه ، و از شهوات و لذّات دنيا كه سراسر غم و همگى مرارت است بپرهيز تا به بهشت رسى و عاقبت به خير شوى ، چنانكه حقتعالى گفت :
« تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ » ،
( قصص ، 83 ) .
يعنى سراى ديگر را كه بهشت باشد ساخته و پرداختهايم از براى آنانى كه ايشان