روضهء اوّل ( در بيان آيات وارده در مذمّت دنيا )
( 1 ) بدانكه حقّ ، سبحانه و تعالى ، در كلام مجيد سديد خود فرموده است كه :
( إِنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ » *
( محمّد ، 36 ) ، و اين آيه كريمه مكرّر واقع شده است و ترجمهء آن اين است كه : اين است و جز اين نيست كه بتحقيق ، زندگانى اين نشئهء مسمّى به دنيا ، كه مردم بدان فريفته مىشوند و از پى آن مىدوند ، بازى و لهو است ، و عاقل از اين هر دو صفت معرّا و مبرّا مىباشد . پس در حقيقت خواهندگان دنيا طفلان نابالغ يا ديوانگان بىحاصلاند . بيت :
بازيچهايست طفل فريب اين متاع دهر * بىعقل مردمان كه بدان مبتلى شدند
هرگاه حيات و زندگانى اين سرا ، كه بهترين نعمتهاى وى است و آلاء و نعمات ديگر همه تبع و طفيل ويند ، لهو و لعب باشد ، پس اسباب ديگرش چه باشد .
( 2 ) و فرموده است :
« وَ لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا »
( طه ، 131 ) . اين آيه شريفه مكرّر واقع شده است ، و معنى وى آن است كه منگر و نظر التفات مينداز و به گوشهء چشم نگاه مكن به سوى آن چيزى كه برخوردار گردانيم به آن چيز صنفها و طوائف از كفره را - چون مجوس و يهود و نصارى و پرستندگان بتان ؛ - و آن چيز زينت زندگانى دنيا است كه مال و منال باشد .
پس در اين آيه نهى صريح با تأكيد واقع است از التفات و ميل كردن به جانب جاه و مال دنيا ، و ظاهر خطاب با حضرت رسالت مآب است ، صلّى اللّه عليه و آله . و ايزد تعالى دنيا را و متاع آن را « زهره » خواند كه شكوفه باشد ، زيرا كه ترى و تازگى وى مانند شكوفه بيش از دو سه روزى نباشد و نپايد ، و پس از آن پژمرده گردد و فروريزد .
مال جهان به باغ تنعّم شكوفهايست * كاوّل ز جلوه دل بربايد ز اهل حال
يك هفته نگذرد كه فروريزد از درخت * بر خاك ره شود چو خس و خار پايمال
اهل كمال در دل خود جا چرا دهند * آن را كه دم به دم ز پى است آفت و زوال