[ كنايه ] بدان مىنازيدند ، و آن ذلّت را عزّت مىناميدند ، و جهت رفع مظنه و خودنمايى به عوام خلق مىگفتند كه : دنيادارى و محبّت زن و فرزند و مال و جاه و آشنايى أمراء و سلاطين و خدمت و ملازمت ايشان قبيح و نامحمود نيست ، بلكه به قصد فلان و فلان ، ثواب هم دارد ، و احاديث موضوعه و اقاويل كاذبه با وجوهات لاطائلهء به نام معقوله برايشان [ مىخوانند ] و به اغواء و اضلال بندگان خدا به گفتار و كردار اشتغال مىداشتند ، از آنكه از فرط جهل و ضلالت دنيا را باقى و نقد آخرت را فانى و نسيه مىانگاشتند .
بدين بيچاره واجب و لازم شد كه رسالهاى تأليف نمايد و در صدد ردّ اقوال و اعمال آن كشيشان بهشتفروش و طالبان دجّال بدحال و نايبان ابليس پرتلبيس درآيد تا مگر به توفيق كردگار و تأييد پروردگار از خواندن آن خوفى در دل مردم بهم رسد و حقيقت كار و بيان واقع بديشان ظاهر گردد .
و بنابراين ، اين رساله را عام فهم نوشت و ترجمهء آيات و معانى احاديث را به فارسى ادا كرد تا فهم آن عام و فيض آن تمام باشد ، و آن را به « فقريّهء فخريّه » ناميد ، و بر هشت روضهاش مشتمل گردانيد ، از آنكه هر روضه از وى در حقيقت درى است از درهاى رياض جنان ، و هر مرتبه از مراتب سخنان [ طبقهاى ] از طبقات بهشت پرحور و غلمان .
روضهء اوّل در بيان آيات وارده در مذمّت دنيا
[ روضهء دوم ] در بيان احاديث واقعه در ذمّ آن .
[ روضهء سوم ] در بيان سخنان فحول اوليا و حكما و علما در باب دنيا
[ روضهء چهارم ] در ذكر آيات مخبر از فضل فقر و ترك دنيا
[ روضهء پنجم ] در شرح احاديث مشعر بر بزرگى درجه و بلندى مرتبهء فقر
[ روضهء ششم ] در بسط سخنان اكابر دين و بزرگان صاحب يقين در تعريف فقر و مسكنت
[ روضهء هفتم ] در تحقيق فقر تحقيقى و مسكنت حقيقى و غنا و مال نافع و فقر و درويشى مضرّ .
[ روضهء هشتم ] در تحقيقات و نصايح و نكات چند از هر مقوله بر سبيل سؤال و جواب در هتك پرده و اظهار مكر و بديها و اعلان عيوب و آفات در سستيهاى آن و آشكار كردن جهل و بىخردى مغرور و فريفته و آلوده بدان از روى قرآن .
رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 495
مساهمون: ادهم عزلتى خلخالى
ص٤٩٥