غير حق هر ذرّه كان مقصود تست * تيغ « لا » برزن كه آن معبود تست
بايد دانست كه جوع مرض است و غذا دوا ، و عاقل آن را آن مقدار به كار برد كه دفع مرض كند ، نه آن مقدار كه مرض ديگر از تناول كردن آن حاصل شود .
و مراتب رياضت و كم خوردن نظر به امزحهء اشخاص متفاوت مىباشد ، و سوداى مزاج را به احتياط تمام به راه بايد رفت كه مبادا سودا زيادتى كند و به جنون كشد .
و بايد دانست كه خوراك كه ياور همه آن است بتدريج از افراط به اعتدال بايد آورد نه به يك بار ، مثل ترياك بريدن ترياكيان ، و مانند طفل از شير باز گرفتن ، و بعد از تقليل در تحليل آن بايد كوشيد كه مبادا در حليّت آن دغدغهاى رود ، كه اثر لقمه عظيم است . و مدار در اين راه به آن است .
و اهل فراست و كياست آدمى را از خوراكش مىشناسند كه كمال و حالش در چه مرتبه است و نفسش در چه كار و در چه بازار است . و لقمهاى كه حلال محض نباشد خاطر را پراكنده و دل را سخت و سياه كند و از ذوق و لذّت اوراد و اذكار محروم سازد .
و در خبر است كه عبادت كردن با غذاى منهىّ مثل بنا نهادن است بر روى آب دريا .
لقمه كامد از طريق مشتبه * خاك خور و خاك ، و بران دندان منه
كان تو را در راه دين مغبون كند * نور عرفان از دلت بيرون كند