تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 478

مساهمون:

ص٤٧٨
كن ، و همه كن را جاى دوزخ باشد . و افلاطون گفته است : هركه را همّت برآنست كه به درون شكم چيزى فرستد ، قيمت وى آن است كه از شكم بيرون آيد .
به هواى گلو و طبل شكم * چند مانى به چنگ غصّه و غم ناى خالى به است ز طبل تهى * چند در ناى و طبل طعمه نهى تا تو اين ناى را نسازى تنگ * نشوى در جهان بلند آهنگ
عزيز من ، هركه قدر قناعت و رياضت نداند ، وى را از عالم غيب به اسراف و حرص و شهوت‌پرستى بگيرانند و وى از آن بىخبر بود و پندارد كه در فراغت است .
خواجه را بين كه از سحر تا شام * دارد انديشهء شراب و طعام شكم از خوشدلى و خوشحالى * گاه پر مىكند گهى خالى ايمن از خُلد و فارغ از دوزخ * جاى او مزبله است يا مطبخ
و دانايان گفته‌اند كه : معدهء تو انبان نان است . اگر تهى دارى انبار جان گردد . للمولوى :
نان گل است و گوشت گل كم خور از اين * تا نمانى همچو گل اندر زمين گر تو اين انبان ز نان خالى كنى * پر ز گوهرهاى اجلالى كنى گر خورى يك لقمه زان نانهاى نور * خاك ريزى بر سر نان تنور
و روزهء ماه مبارك رمضان كه يكى از فروع دين است به اعتبار كم خوردن و گرسنگى و تشنگى كشيدن است در آن ، كه اين همه فضيلت و ثواب دارد . دست و پاى شياطين و درهاى دوزخ در آن ماه مغلول و مغلق و ابواب جنّت مفتوح مىباشد . و گفته‌اند كه : چون نفس آدمى گرسنه بود از طاعت سير نشود ، و چون سير باشد از معصيت سير نگردد . ( 272 ) :
نفس سگ را چون تو شيرين مىكنى * در گنه گردن دليرش مىكنى نفس را آن به كه در زندان كنى * هرچه فرمايد خلاف آن كنى
و از فارس ميدان سخنورى است اين چند بيت كه مناسب اين مقام است :
نزد طبيب عقل مبارك قدم شدم * حال مزاج جمله بگفتم كما جرى دل را چه از عفونت اخلاط آرزو * محموم ديد و سرعت نبضم بدان گوا