تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 479

مساهمون:

ص٤٧٩
گفتا بدن ز فضلهء آمال ممتلى است * سوء المزاج هضم اثر كرده در قوى بىشك بود مولّد تب‌لرزهء نياز * تا مهتضم غذاى امل بر سر غذا مقصود از اين ميانه اگر صحّت دل است * اوّل قدم ز اكل فضول است احتما اى دل به عون مُسهِل سقمونياى صبر * وقت است اگر به تنقيه كوشى ز امتلا
مضمون حديث است كه : « معده خانهء آفتهاى صورى و معنوى است ، و احتماء سر همهء دواهاى ظاهرى و باطنى است » . بخور به اشتها و دست بكش با اشتها تا از آفات جسمانى و روحانى سلامت مانى . ( 3 ) سهر كه به معنى بيدارى است ، در اين راه بسيار در كار است ، و فوائد آن بيشمار است . و در خبر است كه : همه چشمها روز قيامت گريان باشند مگر چشمى كه در راه خدا بيدارى كشيده باشد .
عاشقى اى جان من بايد ز شمع آموختن * روز تا شب مردن و شب تا سحرگه سوختن
چون خواب تعطيل وقت و تضييع عمر است ، از آن حذر بايد كرد ، خصوصا يك ساعت از شب مانده تا طلوع شمس ، كه زمان فيض و فتوح است .
خواب راحت شد از آن ديده كه ديدن دانست * رفت آسايش از آن دل كه طپيدن دانست
( 4 ) و عزلت ، كه اختيار خلوت و گوشه‌گيرى و كنج‌نشينى است ، گنجى است كه نقدينهء فتوحات و جواهر فيوضات آن را پايان و نهايت نيست ، و مضرّت صحبت با اهل دنيا از احاطهء عبارت خارج است . للشيخ المرحوم :
صحبت نيكانت ار نبود نصيب * بارى از همصحبتان بدبكيب وارهان خود را از اين همصحبتان * جمله مهتابند و دين تو كتان
و شيخ ابن بابويه ، رحمة اللّه عليه ، در كتاب إكمال الدين و إتمام النعمة نسبت به اكثر انبياء مشهور از آدم تا خاتم اثبات غيبت و عزلت كرده است . و حضرت رسول ، صلّى اللّه عليه و آله ، قبل از بعثت بيشتر اوقات در كوه حراء معتزل و منزوى بوده است ( 273 ) ، و اكنون مردم به زيارت آن مكان شريف مىروند . للمولوى :
ز احمقان بگريز چون عيسى گريخت * صحبت احمق بسى خونها بريخت
و اكابر دين گفته‌اند كه : « العزّة عند الخالق في العزلة عن الخلائق ، و الاطّلاع
رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 479 | ادهم عزلتى خلخالى