تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
سوى مرگ است خلق را آهنگ * دم زدن گام و روز و شب فرسنگ
( 2 ) رجوع ، كه گرسنگى است ، اصل همهء رياضتها است . كشيدن آن در بهشت كوفتن است . چنان كه در حديث آمده كه : « أديموا قرع باب الجنّة [ بالجوع ] » . و در خبر است كه : « گرسنگى جزوى است از نبوّت » . و مروى است كه حق‌تعالى لذّت طاعت و عبادت را در گرسنگى گذاشته است و خلق آن را در سيرى مىجويند ، از آن است كه نمىيابند . و در خبر است كه : « لقمان پسر خود را گفت كه : اى فرزند شكم را از طعام خالى دار ، كه چون معده پر شود چشم فكرت به خواب رود و حكمت باطل شود » . يقين است كه عبد البطن گاو صفت را به خزانهء حكمت الهى راه ندهند . و از رسول ، صلّى اللّه عليه و آله ، در كتاب عدّة الداعى ، مروى است كه « آن حضرت سه روز بود كه چيزى نخورده بود ، سنگى بر شكم مبارك خود بست و فرمود كه بسا نفس گرسنه و برهنه در اين جهان كه سير و با زيور باشد در آن جهان ، و بسا نفس خورنده و تنعّم‌كننده و آرايش نماينده در دنيا كه گرسنه و برهنه و بىچيز باشد در آن جهان » . و در كتاب منهاج الكرامه از حال أمير المؤمنين ، سلام اللّه عليه ، منقول است كه : « نان جو نخاله‌دار تناول مىنمود نان‌خورش مگر گاهى اندك نمك يا سركه يا دوغ ترش نان خورش مىكرد . و نان جو را در انبان مىنهاد و سر آن را مهر مىزد . كه مبادا اهل بيت از ترحّم به آن روغن زيت بمالند » . ( 271 ) و مروى است كه : « گوشت كمتر مىخورد و مىگفت كه شكم‌هاى خود را قبرهاى حيوانات مسازيد . و حصير پاره‌اى بر پيراهن خود پينه زده بود . و بند ذو الفقار و شراك نعلين‌اش از ليف خرما بود » .
نظر به جامه مكن بر تن برهنه مخند * كه سهم بيش بود تيغهاى عريان را
و اكابر گفته‌اند كه گفته‌اند : الجوع طعام اللّه فى أرضه . و مراد از اين قناعت به مقدار ضرورت و قوت لا يموت است و از لوازم دين است ، خصوصا در اين روزگار كه لقمه‌ها اكثر حرام و شبهه‌دار است . و شيخ صفى ، عليه‌الرحمه ، مىگويد كه : همه خور همه گو است ، و همه گو همه