تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 474

مساهمون:

ص٤٧٤
اوّل مجتهدين و فقهاء دين ، أدام اللّه بركاتهم إلى يوم الدّين ، كه در تأديب ظاهر و تعلّم واجبات و مسائل و احكام رجوع به ايشان بايد نمود و به فتواى ايشان كار بايد كرد . دوم علماء ربّانيّين و عرفاء اهل حق و يقين ، رضوان اللّه عليهم اجمعين ، كه در تهذيب اخلاق و تصفيهء قلب و تلطيف سرّ بازگشت به ايشان بايد كرد تا شايد كه كار ظاهر و باطن به اتمام رسد . و حديث است كه : « العلم وديعة اللّه في أرضه ، و العلماء أمناء » ، اين علم است كه معرفت و توحيد تحقيقى نتيجه دهد ، و به حقيقت
« إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ »
راه نمايد ، و شربت رحمت : « و آتيناه من عندنا رحمة » به ذائقهء دل بچشاند ، و آب حيات :
« وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً »
به كام روح رساند و نفس آدمى را مربّاى وحدت سازد . و موسى ، على نبينا و عليه السلام ، در بدايت خدمت شعيب كرد و در نهايت به صحبت خضر ، عليه السلام ، رسيد . از هركدام كيفيّتى و چاشنى على حده يافت ، جامع و مجمع هر دو شد .
« مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ . بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ » .
بىپير مرو تو در خرابات * هرچند سكندر زمانى ( 268 )
طىّ بيابان كعبه بىدليلى كسى را ميسّر نشود ، هرچند كه علامات آن را خوانده باشد ، و مير حاجّى در كار شد كه دفع راهزنان كند . و طريق كعبهء حقيقت از آن صعب‌تر و مخوف‌تر بود .
شير در باديهء عشق تو روباه شود * آه ازين راه كه در وى خطرى نيست كه نيست
بالجمله ، حسب الاقتضاء
« فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ » *
مكلّف بيمارى دل دارد و تكليف امر به معالجه است ، و بيمار را عطّار و طبيب در كار است و از هر دو ناچار است .
« وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ »
بر اين اشعار است . و « رأى العليل عليل » از عجز بيمار إخبار است . پس متوسّل به دوا و مداوا بايد شد . و بايد دانست كه قرآن نسخهء استشفاء است كه :
« وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ » ،
و جاى ديگر فرمود كه :
« شِفاءٌ لِما فِي الصُّدُورِ »
و تقوى و رياضت احتماء است و گوشهء خلوت دارالشفاء است ، و عبادت غذاء است و دوام ذكر دواء است ، و مرض جهل و غفلت است ، و صحّت حكمت و معرفت است . للمولوى المعنوى :