مقصد سوّم در بيان آداب و شرائط ذكر
بدانكه كلمهء طيّبهء « لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ » را هر مؤمنى خالصا و مخلصا مداومت نمايد به هر حالى كه باشد از آن فايده و فيض مىيابد و مثاب و مأجور مىباشد . و ليكن اولى و اهم آن است كه به رخصت استاد كامل و به تلقين عارف و اصل بر آن قيام و اقدام كند تا خاصيّت و اثر آن بيشتر و بهتر ظاهر گردد ، چنان كه ظهور آثار آن در وجود اهل سلوك بيشتر از ديگران بر اين شهادت مىدهد .
و عمدة المجتهدين شيخ ابراهيم كفعمى ، نوّر اللّه مرقده ، در كتاب مصباح خود از سند الموحّدين امير المؤمنين ، سلام اللّه عليه و آله ، روايت كرده است كه :
« بتحقيق هركه خواهد كه به ذكر خداى متعال اشتغال نمايد بايد كه غسل بجا آورد و از جميع معاصى توبه كند و جامهء خود را پاك بشويد و بپوشد و به خلوت رود روبهقبله و مربّع نشيند و هر دودست را بر هر دوزانو نهد و هر دو چشم را بپوشاند و به تعظيم قوّت كند بر اين نهج كه « لا إِلهَ » را از زير ناف قصد كند و به بالا كشد ( 265 ) و « اللَّهِ » را بر دل به حيثيّتى زند كه اثر آن به همهء اعضاء رسد و خفى بگويد ، چنان كه حقتعالى گفته است كه :
« وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خِيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ »
( اعراف 205 ) .
و معنى ذكر را در دل بگذراند تا آنكه ذكر بر جميع اعضاء احاطه كند و مستغرق شود در آن ، و خواطر شيطانى را به
« لا إِلهَ » *
از دل به دور اندازد و از خواهش آن بگذرد و به اثبات « اللَّهِ » دل را از خيالات نفسانى فارغ سازد و استعمال مشاهدات روحانى نمايد .
و اين تعليم ذكر با تعيّن طريق و آداب آن تلقين و رخصت است كه از آن حضرت بىواسطه به راوى اوّل به ظهور آمده و از وى با وسايط معتمد به شيخ ابراهيم رسيد ، و از او نيز تا به كى رسيده باشد .